close
تبلیغات در اینترنت
اموزش مداحی سری 1
loading...

هیئت باب النساِِءالعالمین

مجموعه اطلاعات مداحی در عزاداری ها ومصیبت ها در سری 1 لطفا جهت مشاهده ادامه مطلب ...آموزش  مداحی(اشعارونوحه وروضه وسبک ها سینه زنی)+پایه مداح برای سلامتی آقا امام زمان صلوات.   انواع شعر در مداحی مقدمه :همان طور كه گفته شد اين شعرا بودند كه در واقع اساس و پاية ستايشگري و مداحي…

احمد جهانبخش بازدید : 156 شنبه 19 مرداد 1392 نظرات ()

مجموعه اطلاعات مداحی در عزاداری ها ومصیبت ها در سری 1 لطفا جهت مشاهده ادامه مطلب ...


آموزش  مداحی(اشعارونوحه وروضه وسبک ها سینه زنی)+پایه مداح

برای سلامتی آقا امام زمان صلوات.

 

مقدمه :
همان طور كه گفته شد اين شعرا بودند كه در واقع اساس و پاية ستايشگري و مداحي اهل بيت (ع) را بنا نمودند. 
بزرگاني چون" حسان بن ثابت"،"ابو علي دعبل خزاعي"،" فرزدق" ، "بشير" ، " كميت بن زيد اسدي " و غيره …….
كه شالودة ستايشگري را بنا نهادند و همان گونه كه آمد ، در گذشته كساني به مداحي اين ذوات مقدسه مي پرداختند كه قريحة شاعري در آنها وجود داشت و گذشت زمان باعث شد كه رفته رفته پاي ساير عاشقان و شيفتگان مدح ائمه اطهار (ع) نيز به اين سرا باز شود و جامعة مداحان را كساني تشكيل دادند كه داراي ذوق سرشاري در زمينة حفظ و بارور كردن شعر و همچنين **** نفسي مسيحايي و صدائي خوش بودند . اما امروز مقولة شاعري و ستايشگري اهل بيت (ع) ، دو فن جداي از هم شناخته مي شود ولي روي هم رفته با توجه به اين پيشينه ، مداح نبايد با شعر و شاعري بي رابطه باشد و حتي المقدور با صنايع شعري ، قافيه و عروض و ساير فنون شاعري ، آشنايي اجمالي داشته باشد . اولين شكست يك مداح ، عدم آشنايي او با سبك هاي شعري و آرايه هاي ادبي آن مي باشد كه عيب بزرگي براي او محسوب مي شود. بالاخص در زمان حاضر كه اكثر مستمعين ، افراد تحصيل كرده و آشنا با ادبيات مي باشند. ناگفته نماند ، سر و كار داشتن با شعر و مطالعة ديوان هاي اشعار ، بالاخص ديوان خواجه شيرازي و همچنين ديوان صائب تبريزي كه مورد توصيه مقام معظم رهبري نيز مي باشد ، در بارور شدن اين حس ، به مداح كمك شاياني مي نمايد و حتي اگر اين كار به صورت تفنني هم باشد ، خالي از لطف نخواهد بود .البته سبك هاي شعري كه در مداحي مورد استفاده قرار دارد ، بسيار محدود است و بيشتر در سبك عراقي و خراساني خلاصه مي شود . از خصوصيات سبك عراقي ، تغزل و تشبيب در شعر مانند غزل هاي حضرت امام (ره) و از خصوصيات سبك خراساني كه امروزه كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد ، ساده گويي ، استفاده از عبارات و تشبيهات روان و سنتي بودن آن است، مانند ديوان آقاي سازگار كه شعري وزين تر و ساده فهم تر است و در مجالسي كه بايد سنگيني و متانت در آن بيشتر حفظ شود ، استفاده از اين اشعار بهتر و شايسته تر خواهد بود ، مثل مجلس علما و بزرگان . 
مقام معظم رهبري نيز در اين باره مي فرمايند: " كوشش كنيد شعر هاي خوب و مايه هاي شعري خوب را انتخاب كنيد ، مبادا به شعر كم مايه قانع شويد ، ما شعراي خوبي داريم ." 
تتبع بيشتر در اين زمينه را بر عهده خود شما عزيزان مي گذاريم تا از موضوع بحث خارج نشويم . براي كاوش تحقيق بيشتر در حيطة شعر مي توانيد به كتابهايي كه در اين زمينه نوشته شده مراجعه فرمائيد ، 
سخن را در اين مقوله كوتاه كرده و به قسمت دوم در اين بحث مي پردازيم كه مداح بعد از يافتن شعر مناسب ، چه فعاليت هايي را بايد روي آن انجام دهد و اصولا خود را چگونه با آن شعر مهياي مجلس نمايد؟ 
بعد از يافتن شعري كه داراي تمام خصوصيات فوق الذكر ، اعم از تناسب با مجلس و قوي بودن و مايه داشت شعر از نظر ادبي و تناسب داشتن با روضه اي كه قرار است خوانده شود ، نوبت مي رسد به پرداختند به خصوصيات و ويژگي هاي ظاهري شعر .
اولين كار اين است كه مداح ، وقف و ابتداها را در شعر بيابد . يعني با چند بار خواندن آن ، دريابد كه كجا بايد به وقف بخواند و كجا ابتدا كند و اگر اين وقف و ابتداها زياد بود ، حتما آن را با علامت زدن مشخص ننمايد تا موقع خواندن " گير" نكند . زيرا گير كردن مداح در شعر و اشتباه خواندن حركات ، حاكي از عدم تسلط او بر شعر مي باشد . 
نكتة دوم اين است كه با يك مرتبه با لحن خواندن شعر مقام اوج و فرود آن را بشناسند كه در كدام بيت بالا رفته و در كجاي آن فرود آمده . در واقع بايد شاه بيت آن را پيدا كند و اوج صدا را روي آن بگذارد تا شعر هدر نرود و در بيتي كه مطلب شعر در آن تمام مي شود ، فرود آيد . شخص نبايد در آن اشتباه كند زيرا در اين صورت شعر ، اثر خود را در مجلس نمي گذارد .
نكتة سوم اينكه محل " گريز زدن " شعر را پيدا كند ، يعني جايي كه مي شود مطلب ديگري را با شعر تلفيق كرد را بيابد و آن را به عنوان بزنگاه مطلب ،در دست داشته باشد تا وقتي كه مجلس آمادگي قبول را پيدا كرد ،آن را بيان كند ،
نكته بعدي اينكه شعر را با روضه اي كه مي خواهد بخواند ، عجين كند و هر بند از شعر رابا روضه مربوط به آن همراه سازد نه اينكه شعر را تا آخر بخواند و بعد دوباره برگردد وروضة مربوط به آن را ارائه دهد ،حتي اگر لازم شد كنار هر بيتي ،يك كلمه را به صورت اشاره بنويسد تا موقع خواندن آن بيت ،آن مطلب هم يادش بيايد كه هيچ چيز از قلم نيفتد و از دوباره گويي مطالب نيز پرهيز شود، 
نكته ديگر اينكه شعرش را به دو دسته ابيات اصلي و ذخيره تقسيم بندي كند تا اگر خواست بيتي را به مقتضاي محدوديت در وقت حذف نمايد ،بيت اصلي نبوده باشد تا شعر بي معني نگردد كه مي تواند ابيات اصلي را با علامتي مشخص نمايد ،
براي سازگاري ابيات با پرده هاي صدا و نحوة خواندن ،بايد ترتيب ابيات را با اوج و فرود ، هماهنگ ساخت به طوري كه شاه بيتها در اوج ابيات ابتدائي و ابيات فرعي ،پائين خوانده شود ،مثلا شاه بيت شعر نبايد در دو سه بند اول باشد زيرا اول شعر را بايد پائين خواند و شاه بيت با پرده پايين سازگاري ندارد. 
اين چكيده و گزيده اي از كليات مسائلي كه در انتخاب شعر و كار روي آن بايد توجه شود ، 


شروع با شعر
بعد از زمينه سازي و دادن سلام و صلوات و حمد ثناي الهي، مداح، مجلس را با شعر شروع مي كند. اين بهترين حالت مجلس است كه وقتي سلام داد، شعري را با عنوان مقدمة مجلس شروع مي كند كه پسنديده تر از حالتي است كه بعد از سلام دادن مداح شروع به روضه خواندن كند. سعي كنيد هميشه مجلس را با شعر آغاز نمائيد تا حالت وزين تري به خود بگيرد.اولا شعري كه ابتدا ي مجلس خوانده مي شود مي تواند اشعاري از آقا امام زمان (عج) باشد كه در حال حاضر بيشتر به اين شكل شروع مي كنند. 
ثانيا يا اشعار اخلاقي كه در مذمت نفس سروده شده و يا اشعار مناجاتي استفاده كرد كه اين گونه، اشعار مناسب مجالس دعا و زيارت مي باشد مثلا در شبهاي ماه مبارك رمضان و يا قبل از دعاي كميل و …….شعر مناجات با خداوند خواند شود.
ثالثا از اشعاري استفاده نمايد كه در مدح ائمه معصومين (ع) سروده شده كه در گذشته خواندن اين گونه اشعار، جايگاه بهتري در مجالس داشته است.
شعر اول مجلس، ‌هر قسمي از اين سه دسته كه باشد بايد به عنوان مقدمة توسل از آن بهره جست و بايد توجه داشت كه نبايد آن را اصل قرار داد تا جا براي اشعار روضه هم وجود داشته باشد. البته اين بدان معني نيست كه با اين اشعار نمي شود مجلس گرداني كرد خير، مقصود اين مي باشد كه اگر قرار است بعد از اين اشعار، شعر ديگري خوانده شود بايد از ادامه دادن آن پرهيز كرد تا سبب خستگي مستمع نشود و بار شعر را در اشعار بعدي بيشتر كرد. چون خواندن اين اشعار، جنبة مقدمه دارد و به سبب آماده شدن مستمع براي گوش دادن روضه خوانده مي شود.زيرا در اول مجلس، مستمع هنوز، آمادگي روضه گوش كردن را ندارد و بايد او را آماده ساخت و هر كجا كه مداح احساس كرد مستمعش آماده شده ، بايد مقدمه را تمام كند و به خواندن روضه و اشعار مربوط به آن بپردازد.







مبحث اول : 
گلـي خوشبـوي در حمام روزي 
رسيـد از دست مخدومي به دستم 
بدو گفتم كه مشكي يا عبيري ؟ 
كـه از بـوي دلاويـز تــو مستــم؟
بگفتـا مـن گلـي نـاچيــز بـودم 
وليـكـن مـدتـي بـا گل نـشـستـم 
كمـال هـمنشيني بر من اثر كرد
و گرنـه مـن همان خاكم كه هستم 
(سعدي)
ـ به قافيه هاي شعر كه خوانديد ، دقت كنيد.
ـ اين شعر از نظر قافيه چه تفاوتي با قصيده دارد.
ـ چنانكه مي بينيد قافيه تنها در پايان مصراع هاي زوج آمده است.
ـ درون مايه شعري كه خوانديد چيست؟ 
ـ آيا در شعر به مطالب مختلف اشاره شده است ؟ 

شعر از آغاز تا پايان دربارة (تاثير همنشين نيكو) است يعني وحدت موضوع دارد. شعري را كه معمولا قافيه هايي اين گونه داشته باشد و در آن دربارة يك موضوع خاص سخن گفته شود قطعه مي نامند حداقل ابيات قطعه دو بيت است و قافيه ها معمولا در پايان مصراع هاي زوج مي آيد.
قطعه را از آن جا قطعه گفته اند كه گويي بخش يا قسمتي از يك قصيده است. پس قابل توجه مي باشد كه هر شعري، مطلعش مصرع نباشد هر چند بيت كه باشد قطعه ناميده مي شود. 
دورن مايه قطعه معمولا ستايش يا نكوهش، تهنيت يا تعريف، فخر يا حماسه، اخلاقي يا تعليمي مي باشد. 

تعريف قطعه : 
در لغت به معني پاره اي از هر چيزي است و در اصطلاح مجموعه اي از ابيات هم وزن است كه از بيت اول تا بيت آخر قافيه ها در مصراع هاي دوم مي آيند.
مثالها : 
يــكي را گه و بـي گه انـدر سراي
بـه سرقت همي رفت مال و منال 
بـــر آورد ديــوار خـانــه بــه ابــر 
نبــود ايمـن از دزد در عين حال 
كسي گفتش اين دزد در خانه است 
تـو بنـدي ره بـام چشمت به مال 
سخن فهم كن زين مثل اي عـزيـز 
چـو نفست زند ره ز شيطان منال 

قطعه اي از عبدالرحمن جامي : 
بـه دندان رخنه در فولاد كردن 
بـه نـاخـن راه در خـارا بــريـدن 
فرو رفتن به آتش دان ، نگونسار 
به پلك ديده، آتش پاره چيـدن 
به فرق سر نهادن صد شتـر بـار
ز مشـرق ، جانـب مغرب دويـدن 
بسي بـر جامي آسانتــر نـمايـد 
كـه بـار منـت دو نـان كـشيـدن

سه قطعه از پروين اعتصامي : 
محتسب مستي به ره ديـد و گريبـانش گرفـت
مست گفت: اي دوست اين پيراهن است، افسار نيست
گفت : مستي، زان سبب افتان و خيزان مي روي 
گفـت : جـرم راه رفـتـن نيـست ، ره همـوار نـيـست

گفـت : مـي بـايـد تــو را تــا خـانه قـاضي بـرم 
گفـت : رو، صبـح آي، قاضي نيمه شب بيدار نيست 
گفت: نزديك است والي را سراي ، آن جا شـويم 
گفـت : والــي از كـجـا در خـانــة خـمـار نـيـست؟ 
گفـت : تـا داروغه را گوييم ، در مسجد بـخـواب 
گفـت: مسجــد خـوابـگاه مــردم بــدكــار نـيـست
گفـت : دينــاري بــده پـنهان و خود را وا رهان
گفت: كار شرع كار درهم و دينار نيست
گفـت : از بـهـر غـرامـت جـامه ات بــيــرون كنــم 
گفت : پوسيده است جز نقشي ز پود و تار نيست
گفـت : آگه نـيـستــي كــز سـر در افـتـادت كـلاه 
گفت : در سـر عقـل بـايد، بي كلاهي عار نيست
گفت : مي بسيـار خوردي، زان چنين بيخود شدي
گفت : اي بـيـهوده گو، حرف كم و بسيار نيست
گفت : بــايـد حـد زنـد هشيـار مــردم مـسـت را 
گفت : هوشياري بيار اينجا كسي هشيار نيست

مرثيه عبدالله بن حسن (ع) : 
اي عمو تا نالة هـل من معينـت را شنيـدم 
از حـرم تـا قتـلگه با شور جانبازي دويـدم 

آنچنان دل برد از من بانك هل من ناصر تو 
كاستينـم را از دست عمه ام زينب كشيدم
فرصتي نيكو ز هل من ناصرت آمد بدستـم
تو كرم كردي كه من در قلزم خون آرميدم
جاي تكبـيـر اذان ظـهر در آغـوش گرمـت 
بـانگ مادر مادر زهرا در اين صحرا شنيدم 
گر چه طفلي كوچكم اما قبولم كن عمو جان 
بـرسر دست تو من قرباني شش ماهه ديدم 
كس نداند جز خدا كز غـصة مـظلومي تـو 
بـا چه حالي از كنار خيمه در مقتل رسيدم 
دست من افتاد از تن، گو سرم بر پايت افتد 
سرچه باشد تير عشقت را بجان خود خريدم
تا برون از خيمه گه رفتي دل من با تو آمد
تـو برفتن رو نهادي من ز ماندن دل بريدم
جاي بابايم امام مجتبـي خـالي است اينجا 
تـا ببينـد من بـه قربـانگاه تـو آخر شهيـدم 
مبحث دوم :
مستزاد
نوع شعر است كه در آخر هر مصراع آن يك جملة كوتاه، از نوع نثر مسجع بيفزايد كه در معني و موضوع با آن مصراع مربوط است، اما از نظر وزن اصلي آن شعر متفاوت بوده و يك قافيه مستقل هم دارد و گاهي با مصراع اصلي هم قافيه مي شود و چون وزن اين يك جمله با وزن اصلي شعر نمي خواند و به اصطلاح زايد است ، اين شعر را مستزاد گفته اند .
نمونة مستزاد از حاتف : 
اين نوع مستزاد ها را بيشتر براي دسته هاي زنجير زني مي سرايند البته در سينه زني هم مي شود استفاده كرد.
امشب به صحرا بي كفن جسم شهيدان است شام غريبان است 
امشب نواي كودكان بر بام كيوان است شام غريبان است
امشب بر روي كشته ها در ناله مرغانند چون ني در افغانند
آل علي ويران نشين اندر بيابان است شام غريبان است 
امشب سليمان زمان در گوشة هامون غلطان به بحر خون 
كي خاتم محبوب حق در خورد ديوان است شام غريبان است
امشب سر نعش حسين زينب عزادار است تا صبح بيدار است
به شعري كه خوانديم دقت كنيد، در پايان هر مصراع چه چيزي آمده است؟ 
به آخر هر مصراع كلمه يا كلماتي افزوده شده است . اين نوع شعر را به سبب همين بخشهاي اضافي (مستزاد) گويند كلمه يا كلمه هاي اضافه شده معني مصراع را كامل مي كنند اين افزوده ها همه هموزنند و تاثيري در وزن مصراع بيش از خود ندارند.
تعريف مستزاد:
مستزاد شعري است كه اگر به آخر مصراع آن كلمه يا كلماتي اضافه شود. افزوده ها معني مصراع ما قبل خود را تكميل مي كنند.
مثال( الف ) 
اي تشنــة دريا افتـاده به ميـدان اي ساقي طفلان
از داغ تــو سوزد جگر عالم امكان اي ساقي طفلان
از بادة ايثار و وفا جان تو سرمست جامي به سر دست
جام دگرت خون جبين و لب عطشان اي ساقي طفلان
اي باعث دلگرمي خورشيـد ولايت جانها به فدايت
از داغ تو شد روز حسين شام غريبان اي ساقي طفلان 
باور نتوان كرد كه افتاده اي از پا بردار علم را
برخيز كه داغ تو نباشد به دل آسان اي ساقي طفلان 
صحرا و من و داغ تو و غريب زينب جان آمده بر لب 
مي سوزم از اين غم كه شدي كشته به ميدان اي ساقي طفلان

مثال (ب) 
اي برادر چه شود گر تو بيايي به برم به رهت منتظرم (2) 
تا ببيني از اين قوم چه آمد به سرم به رهت منتظرم (2) 
خاك و خون پاك كن از لطف زچشم من زار اي به غم گشته دچار 
تا بروي تو فتد بار دگر چشم ترم به رهت منتظرم
سر پرواز حرم دارم و از سنگ جفا قوم بي شرم و حيا 
حيف و صد حيف شكستند ز كين بال و پرم برهت منتظرم
هر دو دستم ز بدن گشته جدا از ره كين ز يسار و ز يمين
زد عمود از ره بيداد لعيني به سرم برهت منتظرم
داده ام بلبل بستان تو را وعدة آب شدم از غصه كباب 
مانده داغ غم او لاله صفت بر جگرم به رهت منتظرم

ج) مستزادي از ابن يمين:
با جمع بتان صحبت سنگين چه خوش آيد
در كـاسة زر، بـادة رنگيـن چـه خوش آيد
گر يار ز رخ، پــرده بــر انــداختــه بـاشـد
جان باختن از عاشق مسكين چه خوش آيد
ديدن به جمالي كه به است از گل صد برگ 
بـا لاله و نسريـن و ريـاحين چه خوش آيد
لعل لب دلدار ، شرابـي است فــرح بـخـش 
بـيهوش از آن شربت شيرين چه خوش آيد



1 ـ تعريف شعر قطعه را بنويسيد.
2 ـ كتاب شعري را باز كنيد و شعرهاي قطعه و مستزاد را علامت بزنيد.
3 ـ تعريف شعر مستزاد را بنويسيد.
4 ـ يك شعر قطعه و يك شعر مستزاد را بنويسيد.
5 ـ رديف و قافيه شعرهاي داخل جزوه را علامت بزنيد.


مسمط

رمضان بهشت خدا شده ز گل جمال تو يا حسن
مه نيمه اختر كوچك و مه تو هلال تو يا حسن
يم علم و حكمت و معرفت نمي از كمال تو يا حسن 
دل دشمنان تو را بروي نبوي حصال تو يا حسن 
صفحات و متن كتاب حق رخ و خط و خال تو يا حسن 
به خدا رسيده ز بندگي طيران بال تو يا حسن 
* * *
تـو چـراغ بـزم وصـال حـق تـو بـهار خـلد مخـلدي 
تو خداي حسن و ملاحتي تو يگانه عبد مؤيدي 
تو به جسم ، جان كتاب حق تو به روح ، روح مجردي 
تو كمال كل كمال ها تو جمال خالق سرمدي 
تو علي تو فاطمه تـو حسن تـو حسين يا كه محمدي 
كه عيان جلالت پنج تن بود از جلال تو يا حسن 
* * * 
نه عجب كه فخر كند خدا ، به ملك ز شوق عبادتت
نه عجب كه غنچه به صبحدم ، شكفد به عرض ارادتت
همه انبياء شده معترف به جلال و مجد و سيادتت 
ز طلوع صبح خجسته تر ، شب جان فزاي ولادتت
من و لطف و جود و عطاي تو ، كه كرم بود همه عادتت 
به عطا و حلم و كرم كسي ، نبود مثال تو يا حسن 

شعري كه خوانديد از چند بخش پديد آمده است ؟ 
ـ آيا قافية هر سه بخش يكي است ؟ 
ـ شمار مصراع ها در هر بخش چگونه است ؟ 
به آخرين مصراع هر بخش توجه كنيد. آيا قافيه آنها با هم تفاوت دارد ؟ 

شعري كه خوانديم از سه بخش پديد آمده است و هر بخش قافيه اي مستقل دارد . 
تمام مصراع هاي يك بخش به جز مصراع آخر هم قافيه است . شمار مصراع ها در هر بخش يكي است و معمولا هر بخش سه تا شش مصراع دارد ، مصراع آخر تمام بند ها هم قافيه است اين گونه شعر را مسمط مي نامند . 
در مسمط هر بخش را يك رشته و مصراع آخر آن را بند گويند بند حلقة ارتباطي همة رشته ها به يكديگر است ، شمار رشته هاي مسمط نا معين و به اختيار شاعر است ، بنيان گذار مسمط منوچهري دامغاني شاعر قرن پنجم است.
درون مايه مسمط مدح ، اشعار سياسي ، ملي و ميهني است .


مسمط پنج مصراعي : 

البته تعداد مصراع هاي مسمط هايي كه سروده شده مختلف است . گاهي در هر بخش سه مصراع آورده اند ، كه به آن مسمط مثلث مي گويند و گاهي چهار مصراع در هر بخش آورده اند كه مسمط مربع مي گويند .
گاهي پنج مصراع ( مسمط مخمس ) . و تا شش مصراع و گاهي بيشتر نيز گفته اند . 

تعريف مسمط : 
شعري است كه از رشته هاي گوناگون پديد مي آيد ، قافية رشته ها متفاوت است و در هر رشته تمام مصراع ها به جز مصراع آخر هم قافيه است . مصراع آخر هر رشته را بند گويند ، اين مصراع كه در تمام رشته ها هم قافيه است ، حلقة ارتباط تمام رشته هاست .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:11 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

. قرآن مجيد 
2. بحار الانوار جلد 20 
3. بحار الانوار جلد 78
4. بحار الانوار جلد 44
5. حماسه حسيني جلد اول
6. ميزان الحكمه جلد اول 
7. كنزل العمال جلد اول
8. معاني الاخبار 
9. كتاب كافي جلد دوم
10.مردان خدا 
11.داستانهايي از علي (ع) 
12.سيماي فرزانگان 
13. ترجمه ارشاد مفيدجلد دوم
14. منتهي الامال جلد اول
15. مقتل ابي مخنف
16. غزليات حافظ
17. ره توشه راهيان
18. 72 مجلس در عزاي مظلوم
19. يك هزار حديث
20.اصول مداحي (محمد روپيكر)
21. اصول مداحي(ابوالفضل هادي منش)
22.ره توشه اهل منبر
23. سوگنامه ابا عبد الله (ع)
24. داستانهايي از نماز

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:10 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 


  مدّاحان اهل بيت، كه با ذكر مصيبت و ذكر فضايل خاندان وحي، مجالس حسيني را گرم و اشك عاشقانه ي شيعيان آل الله را جاري مي سازند، از عوامل مهم بقا فرهنگ عاشورايند. 
مدّاح، در اصطلاح شيعي، به كساني گفته مي شود كه در ايام ولادتها و شهادتهاي ائمه (عليهم السلام) در مجالس جشن و عزا به خواندن اشعاري در فضايل و مناقب محمد و آل محمد يا در مظلوميت آنان مي پردازند. 
 
مدّاح يعني، ستاينده، ستايشگر .... بسيار ستاينده ، بسيار ستايش كننده، مديحه گو، مدحتگر، مدح كننده كه فضايل و محاسن ممدوح را بيان كند و برشمارد.  
ذاكر، يعني يادآورنده و كسي كه از مصائب اهل بيت عليهم السلام مي گويد و مردم را مي گرياند ؛ چه مدّاح باشد و چه واعظ و منبري .  
 
ذاكر اهل بيت (ع) عنواني افتخار آميز است براي آنان كه با مداحي و مرثيه خواني، نام و ياد دو فضايل و مظلوميت هاي خاندان پيامبر(ص) را زنده نگه مي داند و نقشه ي دشمنان را در به فراموشي سپردن ظلمتهاي خويش به دودمان رسالت، خنثي مي سازند.  
 
مداحي نوعي الگو دادن به مخاطبان و شخصيت پردازي اجتماعي و الگويي براي جامعه ي ارزشي است. سنگري براي پراكندن و نشر فضيلتها در قالبي مؤثر و فراگير نسبت به همه است و مدّاحان به خاطر اهميت كارشان در جامعه و در شكل دهي افكار و عواطف، نقش مهمي دارند و فلسفه ي اساسي مدّاحي ، ترويج خوبيها و تبيين روحيه هاي والاي شهيدان كربلا و دميدن روح تعهّد و حماسه در شيعه است و يك عشق و ايمان است، نه يك حرفه و شغل . 
 
مدّاحان به لحاظ اينكه كارشان بر عنصر"صدا" ، "شعر"، "الاجرا" و "مخاطب" متّكي است بايد هر چه بيشتر نسبت به آموزش ديدنهاي لازم، پختگي اجرا، تمرين پيوسته، گزينش شعرهاي خوب و پرمعني و زيبا و بديع و ولايي، مطالعه ي مقتلهاي معتبر، و منابع تاريخي، تكيه روي اشعار و مطالب اخلاقي، فكري و عقيدتي پرهيز از غلّو و مبالغه و گفتن حرفهاي اغراق آميز و غير قابل قبول كه اثر منفي دارد، اهتمام ورزند، از دروغ و تصنّع و بازارگرمي بپرهيزند، خلوص و صداقت و مناعت طبع را فراموشش نكنند، نوكري اباعبدالله الحسين و اخلاص نسبت به آن حضرت را از ياد نبرند و از آنجا كه شعر خوب از نظر مضمون، قالب و تعبير، در دلها و افكار، تأثير ماندگار مي گذارد؛ در شناخت و مطالعه و انتخاب شعر هاي پخته وعميق و زيبا بكوشند تا بهتر بتوانند در اين سِمَت به ترسيم چهره ي الگوهاي كمال و اسوه هاي پاكي، يعني معصومين (ع) بپردازند و خود نيز الگوي اخلاق و تعهد باشند. 
 
امام صادق (ع) فرمود:  " مَنْ ذُكِرْ نا عِنْدَهُ فَفاضَتْ عَيْنناهُ حَرَّم اللهُ وجْهَهُ علي النّار  " . 
هر كس كه نزد او ياد شويم و چشمانش اشك آلود شود، خداوند چهره اش را بر آتش حرام مي كند. 
 
رسالت مقدس مدّاحان در عصر حاضر عبارتست از : 
 
-  استفاده شايسته از عواطف پاك مردم و جهت دادن به آنها در مسير پاكي و تهذيب و تقوا! 
 - تعميق محبّتها و عشقهاي دروني به انسانهاي اسوه و پاك . 
-  روشنگري افكار جامعه و هدايت به ارزشها و خوبيها و تقويت ايمان مردم. 
-  حفظ و اشاعه ي فرهنگ شهادت از طريق ياد شهداي كربلا و شهداي انقلاب و جنگ و طرح معارف اسلامي  و خط امام و رهبري و مسئوليّتهاي اجتماعي . 
-  توسعه و گسترش محافل حسيني و ايجاد معرفت و محبت و اطاعت نسبت به اهل بيت عليهم السلام .
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:9 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

 بعد از آنکه مختصری در رابطه با شرایط درونی و ظاهری یک مداح صحبت کردیم حال میخواهیم تعریفی از صدا را داشته باشیم.
یک مداح بعد از گذراندن شرایط ابتدایی و اصلی کار که در مبحث قبل اشاره شد باید دارای صدای خوش و گیرا و جاذب باشد.یعنی بدون داشتن یک چنین صدایی هرگز نمیتوان مخاطبی را جذب کرد یا مجلسی را اداره نمود.
به طور کلی تعریف صدا عبارتست از برخورد دم و بازدم هوای درون ریه ها که با برخورد با تارهای صوتی حنجره ایجاد میشود.که حجم صدا .بلندی صدا.قابلیت ارتعاش صدا همگی به این دو فاکتور دم و بازدم و کیفیت تارهای صوتی هر شخص بستگی دارد.
کسانی که صداهای خوب دارند تارهای صوتی خوبی دارند که میتوانند با مانور روی تارهای صوتیشان اصوات و کلمات را زیباتر از بقیه ادا کنند.
کسی که در عرصه مداحی پا میگذارد باید از این موضوع مطمئا باشد که دارای صوت زیبایی هستندالبته هر صدا و آوایی مناسب مداحی نیست که در قسمتها بعدی به آن اشاره خواهیم کرد.
صدای یک مداح باید صدایی باشد شفاف.با حجم و گستره زیاد تا اندازه ای بم و دارای فاکتور حزن و اندوه که این اضافه کردن حزن و اندوه خود مبحث مفصلی است که بعدا به آن اشاره خواهد شد.
بهترین راه برای تشخیص یک صدای خوب برای مداحی آنست که نزد استاد این هنر تست صدایی داده شود تا استاد بر پایه آنالیز صدای شخص که مبتنی بر فاکتورهایی است که اشاره شد به یقین بگوید که این صدا قابلیت هنر مداحی را دارد یا خیر؟
البته در این قسمت اساتید نگاهی بر خام بودن جنس صدا ندارند بلکه زنگ صدا و ضرب آهنگ صدا را مورد توجه قرار میدهند چون خام بودن صدا بعدا بر اثر تمرین و مداومت حل خواهد شد.
تست صدا به این دلیل مهم است که با انجام آن مشخص میشود که هنر آموز در چه مرحله ای قرار دارد و استاد باید از چه قسمت از تمرینات صدا سازی شروع نماید.
بطور کلی داشتن صدای خوب ویژگی است که خود شخص به استانداردش پی میبرد و توصیه میشود فقط در صورت رعایت موازین قبلی و در صورت اطمینان از یک صوت و لحن خوب به نزد استاد هنر مداحی بروید چون در غیر اینصورت به هیچ وجه ثمری برای شما در بر نخواهد داشت.
اگر در وضعیت الان جامعه مداحی صداهایی با آواهای نا خوش و خشن و غیر اصولی میشنویم همگی به دلیل عدم رعایت اصل پالایش صدا و عدم صدا سازی توسط استاد مداحی است که یک چنین فجایعی را در جامعه مداحی به بار می آورد.
در قدیم مداحان به نام و صاحب سبک عملا خودشان اساتید موسیقی سنتی بوده اند و با شناختی که از دستگاهها و ردیفها و آواها و نغمات داشتند مبادرت به مداحی مینمودند که به همین دلیل سبکها و آثار جاودانی از خود به جای میگذاشتند.
در اینجا داستانی از مداح با اخلاص و نامی اهل بیت (ع) مرحوم حاج محمد علامه (ره) برایتان نقل میکنم تا گواهی بر نوشته های این حقیر باشد.
مرحوم علامه نقل میفرمودند:
روزی شخصی برای یادگیری اصول مداحی نزد من آمد.بعد از مدتها آموزش و تمرین دقت کردم و دیدم هیچ پیشرفتی در صدای این شخص بوجود نیامده با اینکه از ابتدا به آن شخص متذکر شده بودم که شما صدای لازم برای مداحی را ندارید.
ولی چون شخص مورد نظر با اصرار فراوان مجددا در خواست خودش را تکرار نمود مجبور شدم به طور عملی و فنی به ایشان بفهمانم که این هنر برای صدای شما مناسب نیست.
خلاصه روزی او را به کناری کشیدم و مخفیانه به اوگفتم:فلانی هدفت از یادگیری مداحی چیست؟
او گفت:ابراز ارادت به اهل بیت (ع) اللخصوص امام حسین (ع).
به او گفتم :اگر از ته قلب منظورت ابراز ارادت است به نظر من شما چایی ریز دم و دستگاه امام حسین (ع) بشوید بهتر است که در امر ارادت و نوکری امام حسین (ع) هیچ تفاتوتی بین کارهای انجام شده نیست و فقط نیت خالص و از ته قلب ملاک است.شما برای مداحی ساخته نشده اید.
مرحوم علامه میفرماید:بعد از حرفهای من آن شخص پذیرفت و شاهد بودم در سالهای بعد و مراسمات اهل بیت (ع) با چنان ارادتی در آبدار خانه حسینیه مشغول بود که شاید بسیاری از مداحان همانند من حقیر یک چنین ارادت قلبی محکم و قوی را در دل نداشتیم.
با ذکر این داستان میخواستم به این مسئله تاکید داشته باشم که مداح ابزار و وسیله اش صدا و آوای خوش اوست.در غیر اینصورت نه تنها مانع جذب مخاطب خواهد شد بلکه باعث گریزان کردن مردم از محیطهای مذهبی نیز میگردد که مسئولیتش به عهده شخص مداح خواهد بود.
توجه:مراجعه به یک استاد هنر مداحی بسیار مورد تاکید است تا در پرتو راهنمایی استاد در امور مختلف ائم از صدا سازی و پرورش صدا و معرفی کتب و مرجع های مختلف و رفع اشکال بتوان به نحو شایسته مداحی کرد.برادارنه خدمت دوستان خودم عرض کنم از پیگیری این هنر بدون وجود استاد جدا خودداری نمائید البته اگر به دنبال متبلور کردن این هنر روحانی در وجود خود هستید.
ولی اگر بخواهید به طور تصادفی و گذرا بخوانید که آن را به هیچ وجه مداحی حرفه ای نمیتوان نامید تصمیم اول و آخر به عهده خود شماست.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:8 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

افرادی که حرفه آنها مداحی است، باید بیش از افراد معمولی به حفظ و سلامتی صدای خود توجه کنند. چنانچه فردی در مواقع سرماخوردگی، استراحت صوتی را رعایت نکند و با شدت و بلند صحبت کند، باعث خونریزی های کوچک در تارهای صوتی می شود که این تغییرات به تدریج به علت رعایت نکردن بهداشت حنجره، به گره صوتی تبدیل می شود که نیاز به عمل جراحی دارد.
تعداد کمی از مداحان در ساعات استراحت و پس از مراسماتشان از سیگار استفاده می کنند که بسیار مضر است زیرا بیشترین آسیب تارهای صوتی در مواقع خستگی و خشکی مخاط پوششی تارهای صوتی رخ می دهد که توصیه می شود با مصرف آب، باعث افزایش رطوبت و لطافت تارهای صوتی شوند و از آسیب های متعدد در امان باشند. اما چندکلامی با آنهایی که می خواهند صدای حرفه ای داشته باشند: صدای حرفه ای دارای شرایط خاصی از نظر فیزیولوژی و آناتومی تارهای صوتی و همچنین توانایی های ویژه است که پس از بررسی های دقیق با تمرینات صحیح می توان این توانایی را افزایش داد. در غیر این صورت، صرفا به دلیل یک میل و تفکر احساسی و تمرینات ناصحیح و غیراستاندارد توانایی ذاتی و اصلی حنجره مختل شده و تغییرات غیرقابل جبرانی در تارهای صوتی ایجاد می کند. نکته دیگر این که بعضی افراد با تقلید صدای مداحان حرفه ای در زمان کوتاهی کیفیت صدای واقعی خود را از دست می دهند که این اتفاق در بعضی مداحان آماتور دیده شده است.
چند نکته
۱.دخانيات تارهاي صوتي را تحريك مي كند و فرياد كشيدن و صحبت كردن با صداي بلند در مناطق پر سر و صدا بسيار براي انسان مخصوصا مداحان زيان دارد.
۲.به ميزان کافي آب بنوشيد .
۳.در روز چند بار به تارهاي صوتي‌تان استراحت بدهيد و به قول معروف "چُرت صوتي" ‌بزنيد به ويژه در اوقاتي که بيش از حد از صدايتان کار کشيده‌ايد. به عنوان مثال مداحان بايد درطول ساعات استراحت پس از مداحی یا تمرین سنگین باید از حرف زدن اجتناب کرده و سعي کنند به جاي صحبت بي‌وقفه با همکاران و دوستان، اندکي به تارهاي صوتي‌شان مجال استراحت بدهند.
۴.سيگار نکشيد، سيگار به ميزان فوق‌العاده‌اي خطر بروزسرطان حنجره را افزايش مي‌دهد، حتي استنشاق دود سيگار اطرافيان مي‌تواند منجر به آزردگي تارهاي صوتي شود.
۵.
ازصداي خود به طور افراطي کار نکشيد. از فرياد کشيدن و بلند بلند صحبت کردن مداوم بپرهيزيد. اگر به طور مداوم در گلويتان احساس خشکي و خستگي مي‌کنيد و يا صدايتان دورگه، گرفته و يا زمخت شده، نشانه‌اي هشدارآميز محسوب مي‌شود مبني بر آنکه بايد در بکارگيري صدايتان بيش از پيش اصول ايمني را رعايت کنيد. در واقع گرفتگي دائم صدا نوعي علامت هشداردهنده است.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:7 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

از آنجا كه قرار است به مداحي از منظرهنر نگاهي داشته باشيم و مداح را هنرمند بدانيم.داشتن يك سري از ويژگيهاي شخصيتي و ظاهري بسيار مهم و داراي اهميت فراوان ميباشد.
شخصي كه وارد عرصه مداحي ميشود ابتدا بايد قلب و روحش لبالب از عشق به ائمه معصومين (ع) باشد و با توسل و مدد جستن از اين بزرگواران قدم در اين راه نهد.تا زماني كه شور و هيجان و غم و شادي اهل بيت (ع) در وجودمان شعله نكشيده به يقين مداحي موفق نخواهيم شد.لذا زماني كه خود انسان به اين باور رسيد كه قلب و روحش براي مدح اهل بيت (ع) تشنه است آن موقع است كه تازه به او اجازه داده شده تا وارد عرصه مداحي گردد و هر كس اگر به درونش مراجعه كند در صورت تمايل به فراگيري مداحي مطمئنا زمانش را خواهد فهميد.
اين مطلب را از من به يادگار داشته باشيد تا خود اهل بيت (ع) دست كسي را نگيرند و او را در اين عرصه مدد نكنند مطمئن باشيد شخص با بهترين صدا و بهترين ارائه هم به هيچ جايگاهي نخواهد رسيد.
پس اولين گام شناسايي عشق ذاتي و نهفته در وجودمان است كه انشا الله ائمه معصومين (ع) خودشان در وجود همه اين شور و هيجان را ايجاد خواهند كرد.
نكته بعدي اينكه مداح به آنچه ميگويد بايد يقين كامل داشته باشد تا ارائه مطالبش با مهر تائيد آل الله همراه باشد كه همانا براي يك مداح مجالس پرشور و حال (البته نه بر حسب ظاهر بلكه واقعا شور و اشتياق معنوي) همان مهر تائيد بر كارنامه او خواهد بود.
به طور كلي آنچه از دل برايد لاجرم بر دل نشيند.
اگر ميخوانيم كه استاد بزرگوار جناب شيخ جعفر شوشتري (ره) با آن شور و هيجان حسيني (ع) مجالسشان را برگزار مي نمودند با اينكه در زمان اين بزرگوار سيستمهاي صوتي و از اين دست وسايل موجود نبوده همه و همه ثمره تراوشات قلبي اين عزيز ميباشد.كه به گفته تاريخ وقتي ايشان مجلسي در صحن امام حسين (ع) برگزار ميكردند بدون سيستم صوتي شايد جمعيتي حدود هزار نفر همه به وضوح صداي اين بزرگوار را استماع ميكردند و شور و هيجان معنوي خاصي بر جمع حكمفرما ميشد.
بنا براين مداح هر چه ميگويد خودش بايد تصوير آن گفته ها را از جلوي چشمانش گذر دهد و كاملا موضوع را براي خودش حلاجي كرده باشد و بدون هيچ ابهامي و با اشراف كامل شروع به برگزاري مراسم مورد نظر نمايد كه تنها و تنها راه فهم مطالب از طرف مستمعين درك و فهم صحيح خود مداح از موضوعي است كه ارائه ميدهد.
يك مداح از آنجا كه هميشه در برابر ديدگان مستمع قرار دارد و از احترام خاصي بين اقشار مختلف مردم بر خوردار است كه خود اين موضوع بيانگر لطف اهل بيت (ع) ميباشد بايد همواره الگوي بسيار خوبي بالاخص براي نسل جواني كه به مجالسش مي آيند و يا حتي او را دورادور ميشناسند باشد.
به حمد الله طي چندين سال گذشته علاقه وافري در نسل جوان براي حضور در مجالس مذهبي بوجود آمده كه جاي بسي شكر و سپاس از خداوند متعال دارد.
مداح به عنوان پاسدار فرهنگ ولايت به هيچ وجه حق ارائه نظر شخصي و يا ايراد مطالب خرافه كه توهين به مقام شامخ ائمه معصومين گردد(ع) را ندارد و تنها واقيعتها را با توجه به مجلس مورد نظر ارائه دهد بدون هيچ كم و كاستي كه به گفته مولا علي (ع) دو دسته هستند كه واقعا به اسلام و اهل بيت (ع) ضربه ميزنند 1) دشمنان 2) غلو كنندگان لذا به شدت از انتشار مطالب خلاف واقع و دور ار ذهن كه هيچ سند معتبري ندارد و به طور كل وجود خارجي نداشته اجتناب كند.به همين دقت نظر هاست كه مادحين در بين خاندان پيغمبر(ص) هميشه از جايگاه رفيعي برخوردار بوده اند.
همانطور كه مطلبي كه از زبان يك مداح جاري ميشود در ذهن مستمعين كاملا نقش مي بندد متاسفانه اگر مداح بنا به هر دليل مقدار كمي از مسير اصليش منحرف شود شاهد خواهد بود كه بعد از مدت كوتاهي اين انحراف چند درجه اي جزيي كه شايد براي خود مداح زياد حائز اهميت نبوده تبديل به يك بدعت و يا حتي فرهنگ غلط مي گردد كه تمامي عواقب دنيوي و اخروي بوجود آمده همه بر عهده او خواهد بود.
پس يك مداح از نظر ادبيات گفتاري.طرز پوشش.طرز برخورد در روابط اجتماعي و......بايد دقيق و حساس باشد تا بتواند الگوي بسيار ايده آلي براي مستمعين خود و كساني كه در مجالسش حضور ميابند باشد كه انشالله اجر و پاداش اين عمل را بطور كامل بدست آورد.
اين يك اصل است كه مستمعين صرفا به صداي خوش يك مداح در مجلسش حضور پيدا نميكنند بلكه اين ويژگي يكي از چندين ويژگي مهمي است كه باعث پيشرفت يك مداح ميشود.
ادب و احترام به مستمعين و پيش كوستان و نحوه برخورد صحييح با اقشار مختلف جامعه حتي با مخالفينش بايد طوري باشد كه در اذهان همه آناني كه وي را ميشناسند نقش ببندد و هميشه به غير از صوت دلنشيشنش از صفات حسنه او نيز ياد كنند.
مطالعه زندگي تك تك ائمه معصومين (ع) به درك صحييح و فهم مطلوب در راستاي متعالي كردن اين ويژگيها كمك شاياني خواهد كرد و بهترين مرجع مطالعه و تحقيق در رابطه با پياده كردن اين صفات و شاخصه ها همانا مطالعه زندگي اهل بيت (ع) ميباشد.
در انتهاي اين مطلب ذكر اين نكته را ضروري ميدانم كه يك مداح تمام و كمال كسي است كه وجودش را وقف اهل بيت (ع) نمايد و نه براي مزد و نه براي مطرح شدن و نه براي خود نمايي و .......غيره به مداحي ادامه دهد كه تمامي اين مسائل اگر به طور كاملا قلبي و فقط براي رضاي خدا و ائمه معصومين (ع) باشد با عنايت خود اين بزرگواران به وقوع خواهد پيوست و قاعدتا هيچ فرد عاقلي لذت واهي و بيهوده را به لذت ابدي و جاري كه خود اهل بيت (ع) عنايت نمو ده اند تر جيح نخواهد داد.
اميدوارم در حد بضاعتم اين شاخصه ها را را شفاف سازي كرده باشم كه يك مداح جداي صوت و آواي زيبا چه ويژگيهاي هاي ديگري نيز بايد داشته باشد كه انصافا شرح تمامي اين ويژگيها زمان بسيار زيادي را طلب ميكند كه انشالله خود عزيزان با رعايت همه موارد كه در بهبود و تعالي روح يك مداح در ارتباط است و با استعانت از خداوند متعال و توجه خاص اهل بيت (ع) موفق خواهند شد.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:7 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

مداح و تاريخ
 
اگر بتوانيم "مداحي" را در چهار عنصر مهم خلاصه كنيم دو عنصر مهم و محتوايي آن "شناخت ادبيات" و "تسلط بر تاريخ" خواهد بود. در اين بخش درباره ي ارزش "شناخت تاريخ" و نحوه ي برخورد مداح با آن يعني شيوه هاي كاربرد "تاريخ" را در برنامه هاي مداحي سخن خواهيم داشت. يكي از عواملي كه بعد محتوايي كار مداحي را تكميل مي كند "بيان تاريخ اهل بيت" است . آري ! مداح در برنامه هاي خويش درصدد ارائه ي سيره ي اهل بيت (ع) است و اين سيره را بايد در "تاريخ" جست و جو كرد و آن را از صافي "مداحي و هنر" عبور دهد و به مستع انتقال دهد. در اين راه : اولاً بايد كتابهاي تاريخي را بشناسد و "مستندترين" و "قوي ترين" و "جامع ترين" آنها را مطالعه نمايد. به عبارت ديگر "مرجع شناسي" خود را در كار مداحي تقويت نمايد. دوماً : با مطالعه ي تاريخ اهل بيت، برميزان شناخت خويش از سيره ها و روشهاي اهل بيت در برخورد با دوست و دشمن بيفزايد. سوماً : در سيره ي اهل بيت (ع) تأمل كند و سعي نمايد "آگاهي" خويش را تا مرحله ي "باور" ارتقاء دهد. چهارماً : بتواند ميان نقلهاي تاريخي "صحيح" ، "مشكوك" و "غلط" تفاوت قائل شود. پنجماً : در انتقال تاريخ و سيره ي اهل بيت (ع)، اصل "بيان هنري" را در نظر داشته باشد، به عبارت ديگر از بيان تاريخ، ه صورت خشك،پرهيزكند و با شناخت "استعدادها"، "خلاقيتهاي فطري" خويش، سعي در ارائه ي مطالب تاريخي به صورت "ذوقي" و "هنري" داشته باشد. حال به پردازش چند راه كار درباره ي "استفاده ي صحيح از تاريخ در مداحي" و "بايد ها و نبايدهاي آن" در قالب 1- بهره هاي "مداح" از تاريخ اهل بيت (ع) . 2- شگردها و شيوه هاي مختلف انتقال تاريخ، بحث و بررسي خواهيم كرد: 
 
1- بهره هاي مداح از تاريخ اهل بيت (ع) : 
 
آنگاه كه مداح ، كتابهاي مستند تاريخي را شناخت و بهترين و جامع ترين آنها را انتخاب نمود، لازم است كتابها را از چند جنبه ي مختلف، مطالعه نمايد : 
 
الف) مطالعه ي تاريخ اهل بيت و آگاهي از جنبه هاي مختلف آن از جمله :
-  سال تولد و شهادت ائمه ي اطهار (ع)  -  شناخت حوادثي كه در پيرامون زندگي ايشان رخ داده است - شناخت حاكم زمان و شيوه ي حكومت او . اين آشنايي ضمني و مختصر، كه همه ي آحاد مردم، لازم است از آن بهره مند باشند، مداح را در جريان كلّي زندگي ائمه ي اطهار قرار مي دهد و زمينه هاي ذهني براي تحليل و بررسي سيره ي ايشان را براي او فراهم مي نمايد. 
 
ب ) جست و جو و تأمل در تاريخ، جهت شناخت سيره ي اهل بيت(ع)
 
 بي ترديد، تاريخ، خالي از حب و بغض نيست چرا كه بعضي تاريخ نگاران -  به جز برخي موارد- به دلايلي حقيقت را با غرض ها آلوده اند. به همين دليل نمي توان به همه ي آنچه در تاريخ مي خوانيم، اعتماد كنيم و لازم است براي درك حقيقت از ابزارهاي ديگري چون "كتاب خدا"، "سنت اهل بيت" و "عقل" كمك بگيريم و نقلهاي تاريخي در مورد اهل بيت (ع) را با اتكا به سه مورد ياد شده "قبول" يا "رد" كنيم البته از مداح انتظار نمي رود كه كار تخصصي يك پژوهشگر تاريخي را انجام دهد ! اما اين توقع به جا هميشه از او بوده و هست كه با تاريخ، برخورد معمولي نداشته باشد، آن را مو شكافي كند و به خواندن تاريخو روايت خشك آن اكتفا نكند. هر چه مداح در تاريخ تأمل كند و زواياي پنهان تاريخ را جست وجو كند و به مستمع خود انتقال دهد در تبليغ و تعالي فرهنگ شيعي، نقش مهم تري ايفا كرده است . اتفاقاً "فلسفه ي مداحي " نيز در همين جا، مفهوم مي يابد و رخ مي نمايد. به راستي آئين مداحي، چيزي جز بيان تاريخ مبارزات و جبهه گيري ها يا سكوت و خانه نشيني هاي ائمه اطهار(ع) مي باشد؟! اين حقيفتي است كه "مداح" با معرفي اهل بيت(ع) و دوستان و دشمنان ايشان، شرح تظلّم و دادخواهي يا مبارزاتشان، سعي در انتقال فرهنگ و سيره ي اهل بيت (ع) دارد و اين انتقال به صورتي "هنري" است . مسلّماً در اين مسير، وظيفه ي مداح، به عنوان يك "رسانه ي تبليغي" -  كه بر فكر و روان مخاطب اثر گذار است - فراتر از حد مطالعه ي يك جزوه شعر و حفظ كردن آن براي يكي دو مجلس مداحي است! آري ! براي رسيدن به هدف مطلوب، لازم است ذهن او آمادگي لازم براي "تحليل تاريخ" را بيابد و با شگردهاي مختلف "انتقال تاريخ" به صورت "هنري" آشنا شود. 
 
2- شگردها و شيوه هاي مختلف انتقال تاريخ :
 
الف) تحليل تاريخ: اگر چه اين نام - تحليل تاريخ - به ظاهر پر طمطراقي است اما در حقيقت براي مداحان اهل بيت (ع) كه دائم با تاريخ زندگاني و سيره ي زندگاني ائمه اطهار(ع) سرو كار دارند، كار مشكلي نيست. مشكل، آنگاه ايجاد مي شود كه يك مداح - خداي ناكرده - خود را بي نياز از مطالعه بداند و بي نياز از مطالعه بداند و به دلايلي دست از مطالعه كشيده ، انس خود را كتاب ، مطالعه و تأمل در تاريخ از دست بدهد و يا اصلاً مطالعه ي تاريخ را كاري عبث و بيهوده بشمارد و به تكرار مواردي بپردازد كه ديگران زحمت كشيده و به دست آورده اند.... در اين حالت، مداح، زمينه ي جست و جو و انگيزه ي يافتن حقيقت تاريخ را از دست مي دهد و طبعاً كار بدون انگيزه، مشقّت بار و رنج آور است! ساده ترين شيوه ي تحيليل تاريخ  -  پس از تأمل و دقّت در اجزاء و ابعاد پنهان آن - شيوه ي "مقايسه" است. با اين شگرد، به راحتي مي توان از تاريخ، نتايج در خورد توجهي گرفت و برداشتهاي متنوع و جالبي درموضوعات اجتماعي، اخلاقي و ... بدست آورد.
 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:5 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

مداحي چيست؟
بيان شخصيت و ماهيت و به طور كلي وصف كردن شخصي خاص را با آويي دلنشين و كلماتي وزين و زيبا را مداحي گويند.شيعيان بر پايه سنتي خاص از دير باز مدح و منقبت اهل بيت (ع) را جزئي از زندگي ديني و معنوي خود داشته اند و از آنجا كه عظمت و مقام آل الله به حق در خور ستودن و بيان است ارائه اين عظمت و جايگاه در قالبهاي خاص و منطبق بر نغماتي دلنشين هميشه مورد توجه بوده و خواهد بود.
 همه ما ايام محرم را بهترين زمان براي ارائه اين هنر روحاني ميدانيم و البته در طول سال هم با توجه به اعياد و وفات و شهادتهاي منسوب به اهل بيت (ع) كما بيش با اين واژه آشنا هستيم.اما از نظر تاريخي بعد از واقعه جانگداز كربلا براي زنده ماندن فرهنگ عاشورا و حماسه حسيني اهل بيت (ع)بسيار شيعيان را تشويق و ترغيب به سرودن اشعار و ارائه آن با حزن و اندوه كردند تا آنجا كه در احاديث مختلف از معصومين (ع) مداحي و ذاكري آل الله داراي اجر و ثواب خاصي در نزد آن بزرگواران بوده است.
لذا اين سنت از زمانهاي بسيار دور در نهاد و عمق وجود شيعيان قرار داشته و با فرا رسيدن ايام حزن و اندوه اهل بيت (ع) كه اوجش در ايام محرم ميباشد متبلور شده و هر ذاكر و مداحي سعي بر آن دارد تا با ارائه اشعاري زيبا و نغماتي دلنشين تر دين خود را به اهل بيت (ع) بخصوص سرور و سالار شهيدان (ع) ادا كند كه ذكر مصيبت امام حسين (ع) و خاندان پاكش در راس تمامي ذكرها براي هر كدام از اهل بيت (ع) قرار دارد و مداح امام حسين (ع) از جايگاه و مقام رفيعي نزد خداوند و معصومين (ع) بر خوردار است.
لذا هنري متيرك كه اينچنين مورد سفارش بزرگان دين ما قرار گرفته است نميتواند مطلبي سطحي و معمولي تلقي شودو يك نفر براي اين كه بتواند پرچم مداحي اهل بيت (ع) را بدست گيرد بايد در اين راه با توكل به خدا و با توسل به آل الله بسيار تمرين كرده و از تمامي جهات بر اين امر مهم احاطه داشته باشد كه با استفاده از اين موهبت خدادادي هر چه بيشتر دلهاي تشنه عاشقان ولايت علوي (ع) را سيراب كند و توشه اي معنوي در حد كمال براي خود فراهم سازد.
مطلب مهمي كه بايد به آن اشاره كرد اين است كه فردي كه به مداحي اهل بيت (ع) علاقه دارد و به آن مشغول است همانطور كه مسئوليت خطيري را بر عهده دارد داراي شان و منزلت خاص نزد ائمه معصومين (ع) ميباشد كه هر لحظه بايد شكر اين مطلب را بجا آورد كه به قول يكي از مادحين سر شناس (هر حنجره اي لايق آواز تو نيست يا اباعبدالله )
با بيان اين مقدمه مختصر در رابطه با مداحي و جايگاه مداح و مداحي از اين پس موضوعات را بر پايه مداحي امام حسين (ع) قرار خواهيم داد چون اين كلمه با نام امام حسين (ع) و محرم آميخته شده و به تناسب با ياد گيري نكات اشاره شده ميتوان در مدح و منقبت ساير اهل بيت (ع) نيز اين نكات را به كار بست.از اين پس در سهاي ارائه شده و اشعار همگي بر پايه اشعار متعلق به امام حسين (ع) و ياران بزرگوار آن حضرت و در كل در رابطه با اشعار عاشورايي خواهد بود كه انشالله با تكميل آموزشها اشعار مختلف در رابطه با ساير اهل بيت (ع) نيز ارائه خواهد شد كه با ياد گيري آموزشها و درسهاي ارائه شده هيچ مشكلي در رابطه با ارائه آنها نخواهيد داشت.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:3 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

مرثيه خواني

1) مدينه و سرآغاز قيام امام حسين(ع) 
عشق حسين بن علي در تار و پودم 
مهر و والاي آل عصمت در وجودم 
جونكه نمك پروردة اين خاندانم 
شد تربت خون خدا مهر سجودم 
تا زنده ام دست از ولايش برندارم 
آن گونه كه با مهر او تا حال بودم 
اشك غمش روي سياهم شستشو داد 
با شوق كويش ديده بر عالم گشودم 
با رسيدن گزارش مرگ معاويه به امام حسين ( ع ) سرانجام تصميم گرفت مدينه را ترك گويد. زيرا حسين ( ع ) كسي نبود كه دست بيعت با يزيد دهد و بر اساس همين اعتقاد ابي عبدالله الحسين ( ع ) شبانه با گروهي از برادران و فرزندان و اهل و عيال به طرف مكه حركت كردند، هر چند محمد حنفيه و ام سلمه و ديگران دوست داشتند مانع حركت حضرت شوند ولي نتوانستند و عاقبت در حالي كه اين آيه شريفه(1) را تلاوت مي كردند از مدينه خارج شدند. 
پس از چند روزي كه فاصله مدينه تا مكه را طي كردند روز سوم شعبان به مكه معظمه وارد شدند.
مدينه از كنار تو روانم
دگر هرگز به سويت برنگردم

مرا شايد كه بعد از اين ببيني 
اگر در اين سفر پرپر نگردم
اگر عباس من كشته نگرديد
دگر من بي علي اكبر نگردم
اگر زنده بماند شيرخواره
بروي دست بي اصغر نگردم
خويشان و دوستان از بني هاشم اصرار داشتند تا حسين ( ع ) را از اين سفر منصرف سازند، ولي امام ( ع ) با استناد به توصيه جدش پيامبر(ص) كه فرمود :
اخرج الي العراق ان الله شاء ان يراك قتيلا. 
اي حسين مدينه را به قصد عراق ترك كن، زيرا خداوند مي خواهد تو را كشته ببيند ، لذا همراه جوانان و فرزندان و اهل بيت از مدينه خارج شد .

بمن فرمود جدم كه خداوند 
همي خواهد تو را كشته ببيند
سرو جان را به راه حق فدا كن
بخونت خواست آغشته ببيند
بنابر نقل قطب راوندي ( ره ): ام سلمه همسر پيامبر ( ص ) در لحظات خروج امام (ع) از مدينه عرض كرد: اي حسين مرا با بيرون رفتن از مدينه غمناك مكن، زيرا من از جد بزرگوار تو پيامبر(ص) شنيدم كه فرمود: فرزند من حسين ( ع ) را در سرزمين كربلا خواهند كشت، فرمود: اي مادر، نه تنها از اين جريان با خبرم بلكه روز كشته شدن و قاتلم را نيز مي شناسم و حتي مدفن و همراهان شهيد خود را مي دانم، همين لحظه بود امام ( ع ) اشاره اي فرمودند، كربلا و محل شهادت خود را به ام سلمه نشان دادند، وي با ديدن اين صحنه زياد گريه كرد. 
… ام سلمه گفت پيامبر به من تربتي داده كه در شيشه نگهداري مي كنم، حضرت ابي عبدالله (ع ) با قدرت اعجازي خود دست دراز كردند، و خاكي از كربلا بر گرفت به ام سلمه داد … و فرمود اين خاك را هم با تربتي كه از جدم گرفته اي نگهداري كن و هر وقت ديدي اين دو خاك خون شده بدان مرا در كربلا كشته اند. 
آن شب ، يكشنبه 28 رجب سال 60 هجري بود كه فرداي آن تصميم به حركت گرفت لذا كنار قبر جد بزرگوار و قبر مادر و برادرش آمد، با آنان وداع نمود و سرانجام با فرزندان و برادران و برادرزادگان و بسياري از خاندانش، مدينه را به قصد آمدن مكه ترك گفتند. 
از كنار قبر مادر مي روم
از بر قبر پيمبر مي روم
همراه عباس و عبدالله و عون
بلكه با افراد ديگر مي روم
نوجوانان را به همراه مي برم
سوي قربانگاه با سر مي روم
2) امام حسين ( ع ) به مكه آمد 
اي مهر غم انگيز تو چون آيينه 
وي عشق حريم كوي تو در سينه 
هر كس نبود لايق اين در گران 
آسان نتوان رسيد بر گنجينه 
اي كاش زيادتت فراهم مي شد 
در خدمت مهدي شب هر آدينه 
آري به خدا قسم به يك گوشه چشم 
آئيه دل پاك كني از كينه 
يك لحظه بيا بديدنم موقع مرگ 
زيرا كه بود علاقه ام ديرينه
سيمين شب شعبان كه مصادف با شب جمعه بود امام حسين ( ع ) وارد مكه شدند، شخصيت هاي برجسته كوفه همين كه از خروج امام حسين ( ع ) از مدينه و آمدنشان به مكه و امتناعش از بيعت يزيد خبردار شدند، نامه هاي پي در پي و زياد در رابطه با دعوت از امام ( ع ) براي آمدن به كوفه نوشتند و براي حضرتش ارسال نمودند. اين نامه ها كه در حدود 150 نامه بود كه هر كدام از آن را يك يا دو نفر ، سه و چهار نفر نوشته بودند و امضاء كرده بودند. 
بيا كه دوستان در انتظارت
بيا كه جان كوفي ها نثارت
بيا كه عشق ديدار تو داريم
كه سر بر پاي مهر تو گذاريم
بيا بر كوفيان لطف و كرم كن
بيا و كوفه را باغ ارم كن
بيا تا راز دل با تو بگوييم
ز تو عطر پيمبر را بجوييم
بيا ما را ز رويت مفتخر كن
ز مكه ماندنت صرف نظز كن
مضمون يكي از نامه هايي كه فرستادند اين بود ، بسم الله الرحمن الرحيم نامه اي است از شيعيان و فدائيان آن حضرت به امام حسين ( ع ) اي مسلم از آمدن به كوفه عجله كن كه مردم اين سرزمين در انتظار قدوم مسرت آفرين شما هستند. فالعجل فالعجل ثم العجل تا مي تواني در اين باره شتاب كن


3) مسلم بن عقيل، اولين قرباني 
با مهر تو چون سرشته شد آب و گلم 
سوي حرم تو پر كشيده است دلم 
مولاي بزرگواري اي كشتة عشق 
من ز ينهمه لطف و مهرباني خجلم 
صد شكر كه با اين همه عصيان و گناه 
با رشتة مهر تو به تو متصلم 
امام حسين ( ع ) با دريافت حدود 12 هزارنامه از طرف مردم كوفه سرانجام مسلم بن عقيل پسر عموي خويش را همراه با نامه اي راهي كوفه كرد و در قسمتي از نامه مرقوم فرمود : 
و اني باعث اليكم اخي وابن عمي و ثقتي من اهل بيتي مسلم بن عقيل(1) 
" فرستادم به سوي شما برادرم و پسر عمويم و مورد وثوق اهل بيت من مسلم بن عقيل " 
اگر آنچه در نامه هاي خود نوشته ايد با گزارش برادرم و نماينده ام مسلم منطبق بود من هم به زودي به سوي شما خواهم آمد. 
" فلعمري ما الامام الا حاكم بالكتاب القائم بالقسط الدائن بدين الحق." 
" به جانم سوگند امام كسي است كه به كتاب خدا در ميان مردم حكم مي كند بر اساس عدالت قيام مي كند و بر محور دين حق دينداري نمايد. "(1) 


نمودم ابن عم خويش ارسال 
كه بنويسد برايم شرح احوال 
چه برخوردي شما با او نماييد 
چگونه راز دل با او گشائيد 
چواني است پرشور و وفادار 
كند در راستاي دينش ايثار 
مبادا آنكه تنهايش گذاريد 
به دست دشمنان او سپاريد 
مبادا كوفه اش غمخانه گردد 
كه با او هر كسي بيگانه كرد 
مبادا در بروي او ببنديد 
بروي نائبم مسلم بخنديد 
در آن شب هاي آخرين بود كه پس از برگزاري نماز مغرب بيش از سي نفر از آن همه بيعت كنندگان نمانده بودند و در لحظه خارج شدن حضرتش از مسجد بيش از ده نفر ديده نمي شد و آنگاه كه از مسجد بيرون آمدند همه رفتند و مسلم بن عقيل را تنها گذاردند، ديگر كسي نبود كه او را راهنمايي كند يا به خانه ببرد، لذا با كمال حيرت كوچه هاي كوفه را يكي پس از ديگري پشت سر مي گذاشت و نمي دانست كجا برود و درِ كدام خانه اي را بكوبد. 
خدا يا كوفه و تنها غريبم 
شب و دور از وطن اين جا غريبم 
همه آن عهد و پيمانها شكستند 
همه رفتند و درب خانه بستند 
چنان تاريك گرديده غروبم 
نمي دانم كدامين در بكوبم 
چرا اطرافيانم رفته باشند 
همه در خانه هاشان خفته باشند 

گهي سر مي نهم بر روي ديوار 
گهي ميريزم اشك از چشم خونبار 
در آن شبي كه ابن زياد به كوفه آمد و مردم به گمان اين كه حسين ( ع ) است از او استقبال پرشوري كردند . 
دسته دسته مي آمدند با سلام و اظهار محبت نمودن به مسلم كه تقريباً بيش از چهل هزار نفر همه فرياد مي زدند ما با تو هستيم.
ولي عاقبت كار به جايي رسيد كه در كوچه هاي كوفه غريبانه و دل افسرده تنهاي تنها قدم مي زد و راه به جائي نمي برد تا به در خانة طوعه رسيد ، طوعه اي كه در اين شرايط حساس در انتظار جوانش بسر مي برد. حضرت نزديك آمد و سلام كرد و كمي آب طلبيد.

" يا امه الله اسقني الماء " 
" اي خانم با قدري آب مرا سيراب كن " 
طوعه ظرف آبي آورد و حضرت نوشيد و سپس طوعه ظرف آب را در خانه گذاشت و باز به در خانه آمد ديد هنوز اين مرد متحيرانه ايستاده، پرسيد اي مرد مگر آب ننوشيدي، چرا از كنار خانه ام نمي گذري؟ جواب نداد ، براي دفعه ديگر مسلم را صدا زد و جواب نداد، براي دفعه ديگر مسلم را صدا زد و جواب نيامد سرانجام گفت اي مرد، مگر خانه و آشيانه نداري، مصلحت نمي دانم در اين موقع شب كنار خانه من بماني، مسلم ديگر طاقت نياورد، همينكه ناراحتي و بيتابي زن را شنيد خود را معرفي نمود و فرمود من مسلم بن عقيل هستم.(1) 

منم مسلم علي را نور عينم
همان اعزامي از سوي حسينم
منم در كوچه هاي كوفه شبگرد
كه دارم سينه اي لبريز از درد
منم مسلم كه سرباز امامم
كه هم تنهايم و هم تشته كامم
منم مسلم، اگر ياور ندارم
ولي دست از امامم بر ندارم
منم مسلم دلم اندوهگين است
كه تنها بسترم خاك زمين است



4) ميهماني به خانه طوعه
اين لحظه طوعه متوجه شد اين همان مسلم نماينده ابي عبدالله الحسين(ع) است در را براي او گشود و او را به آغوش خانه برد و با احترام براي مسلم غذا آمده كرد، ولي حضرت از خوردن امتناع كرد، مقداري از شب را خوابيد و سپس براي عبادت برخواست. طوعه وقت اذان صبح آب تهيه كرد تا مسلم وضو بگيرد.
عرض كرد: مولاي من، ديشب را بيدار بوديد و هيچ نخوابيديد. فرمود: چرا مقداري خوابيدم و در خواب عموي بزرگوارم علي (ع) را در خواب ديدم كه به من فرمود: العجل العجل . مسلم عجله كن نزد ما بيا. بگمانم ديشب آخرين شب حيات من بود. وضو گرفت و نماز خواند كه ناگه صداي هجوم آوردن لشكر دشمن را به گوش شنيد و خود را براي دفاع آ
ماده كرد. اين خبردار شدن لشكر از جايگاه مسلم در اثر گزارش بلال پسر طوعه كه براي فرمانداري كوفه بود داير بر اينكه مسلم در خانه ماست.
خانه را به محاصره درآوردندو عاقبت با آنهمه شجاعتي كه از مسلم ديدند به او امان دادند و با مكر و خدعه او را دستگير كردند و به دار الاماره نزد ابن زياد بردندكه در اينجا برخورد خشونت بار و گفتگوي زيادي بين مسلم و ابن زياد رد و بدل شد. جملاتي كه براي آن ظالم غير قابل تحمل بود. اينجا بود كه دستور قتل مسلم را داد. همين كه براي كشتن او را بر فراز دارالاماره بردند در حالي كه زبانش به ذكر خدا گويا بود، سر نازنين او را از تن جدا كردند. آن سر را بر زمين افكندند و به دنبالش پيكر مباركش را از بالاي دارالاماره در ميان كوچه هاي كوفه پرتاب كردند.
شهادت مسلم در روز چهارشنبه نهم ذيحجه بود.
اشعاري كه در ذيل مي خوانيد مضمون پيامي است كه براي عمويش امام حسين (ع) فرستاده است.(1)
مرا بردند در دارالاماره بس آزردند بر دارالاماره
همه افسرده حال از گفتن من همه اندر مقام كشتن من
پسر عمو مبادا كوفه آيي كه باشد كوفيان را بي وفايي
اگر آيي تو را تنها گذارند به پيش دشمنانت واگذارند
ز كوفي بي وفاتر من نديدم كه من شهري همه دشمن نديدم
سلامم را رسان بر اكبر خود به عباس و عون و جعفر خود
پسر عمو بيا فكر دگر كن زكوفه آمدن صرف نظر كن
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:3 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

موارد زير را تمرين کنيد:

1 ) زمينه سازي 

بسم الله الرحمن الرحيم
امام حسين ( ع ) : اَلْخُلْقُ الْحَسَنُ عِبادَهٌ 
امام حسين ( ع ) فرمودند : خوش اخلاقي عبادت است . 



2 ) زمينه سازي 

تفسيراز زبان امام زمان ( عج )
سعدبن عبدالله مي گويد:" از حضرت ولي عصر ارواحنافداه در حالي كه كودك بود، تفسير آيه مباركه ( كهيعص ) را جويا شدم. پس از بيان مفصلي فرمود: 
اين حروف از حرف هاي غيبيه خداوند است كه جريان شهادت و مظلوميت امام حسين ( ع ) را براي زكريا شرح مي دهد: 
كاف ـ اشاره است به سرزمين كربلا 
ها ـ اشاره است به هلاكت و كشته شدن عترت طاهره 
يا ـ اشاره است به يزيد ، قاتل آن حضرت و يارانش 
عين ـ اشاره است به عطش و تشنگي آن حضرت 
صاد ـ اشاره دارد به صبر بر بلا و شدايدي كه ايشان در مقابل داشتند 
(سند ـ ره توشه راهيان به نقل از نفس المهموم ، ص64)
در زيارت منسوب به امام عصر ( عج ) كه به نام زيارت ناحيه مشهور است، آن حضرت به بيان مصيبت هاي وارده پرداخته و مي فرمايد: 
اي جد بزرگوار هر صبح تا شام برايت اشك مي ريزم و اگر اشك چشمانم خشك شود ، برايت خون گريه مي كنم. 
3 ) شروع كردن 
خداوند ان شاالله زيارت حرم با صفاي آقا اباعبدالله الحسين ( ع ) را نصيب همه ما بگرداند . صلوات
اللهم صل علي محمد و آله محمد و عجل فرجهم
اللهم كن لوليك الحجه بن الحسن ، صلواتك عليه و علي آبائه في هذا الساعه و في كل الساعه وليا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتي تسكنه ارضك توعا و تمتعه فيها طويلا برحمتك يا ارحم الرحمين.
4 ) شعر مناجاتي 
الا مهدي كه بر من آه دادي
مرا در خانه خود راه دادي
ز تو ممنونم از اين كه نشان
سر كويت بر اين گمراه دادي
گداي بي سر و پايم ولي تو
كنار خويش، جا اي شاه دادي

نشستي در كنار اين گدايت
به اين ذره جلال و جاه دادي
خدا را شكر مي گويم كه بر من
دلي از عشق خود آگاه دادي
تشكر مي كنم از تو كه بر من
دل سوزان و اشك و آه دادي
به قلبت ناله ام تاثير كرد و
نشان بر من رخت اي ماه دادي
به دست خويش دستم را گرفتي
ز احسانت نجات از چاه دادي
زكوه معصيتهايم گذشتي
عنايت بر پري از كاه دادي
يابن الحسن يابن الحسن يابن الحسن يابن الحسن


5 ) شعر مناسبت 
اي هر دو عالم پيش پايت دست بسته
شد بسته از هر سو مسلم راه چاره
لب غرق خون دندان شكسته
كام تشنه در زير دشنه بر سر دارالعماره
***
مي گويمت با سينه اي صد چاك از عشق
شهر از براي پيشوازت پر خروش است
بازار نعل اسب اينجا داغ داغ است
تيغ و سنان در كوفه خيلي پر فروش است
***
اينان كه روي بام خانه سنگ بردند
چون خار در چشمند پس كي اهل دردند


آقا به جان زينبت برگرد اينجا
بحر تصدق نان و خرما جمع كردند
***
از نيمه ره برگرد، كوفه جاي تو نيست
اينان نمك خورده به خونت تشنه هستند
آقا نمي داني سر چشم اباالفضل
با حرمله آنها شرط بستند
***
اينجا همه با تو خيال جنگ دارند
گشته دلم از غربت تو پاره پاره
مي داد نامردي به دختر بچه ي خود
با خنده اي مرموز قول گوشواره



6 ) زمزمه ( الف )
تو هستي مذهبم ـ الا اي نور عين
شده ذكر لبم ـ ميا كوفه حسين (2)
واي واي از بي وفايي
واي واي از اين جدايي
يا حسين جان ميا كوفه (2)
براي من تويي ـ همه دار و ندار
شده از عشق تو ـ سرم بر روي دار (2)
واي واي از شهر غربت
واي واي از رنج و محنت
يا حسين جان ميا كوفه (2)
چه كوفه يك شبه ـ شكسته بيعتش
نمودم يادي از ـ علي و غربتش (2)


واي واي از ناله در چاه
واي واي از داغ جانكاه
يا حسين جان ميا به كوفه (2)
7 ) زمزمه ( ب ) 
همه جا به ياد دارم ـ ز غمش به روي دارم
به فداي او نمايم ـ به رهش هر آنچه دارم (2)
سر خود به كف نهادم ـ به اميد وصل رويش
به خدا غمي ندارم ـ به جز از فراق يارم
ثار الله مدد مدد (4)
شده ام اسير دشمن ـ به جدايي سر از تن
مگر اقتدا نمايم ـ به نگار سر بدارم
من و لحظه هاي آخر ـ دل و خاطرات دلبر
شده سينه ام چو مجمر ـ زدو ديده خون ببارم
ثارالله مدد مدد (4)
ز سرشك ديدگانم ـ همه آسمان شفق شد
من و چشم خون گرفته ـ ز غريبي نگارم
سر من به دار عشق و تن من به خاك كوفه
شده كوفه چون مدينه ـ كه به خاك بي قرارم
شده ديده ام به راهي ـ كه نگار ره سپارد
كه خدا كند نيايد ـ همة دار و ندارم
ثار الله مدد مدد (4)
8 ) زمزمه ( ج ) 
بر سر دارم ـ چشم خونبارم ـ سوي راه تو ـ نازنين يارم
در سرم فكرت ـ‌بر لبم ذكرت ـ يا حسين كويم ـ تا نفس دارم
گويم اي ماهم ـ ماه در راهم ـ از قربانگاهم ـ كوفه ميا
با اشك و آهم ـ از تو اي ماهم ـ جز اين نخواهم ـ كوفه ميا
سالار زينب سالار زينب (2)
با آه سردم ـ قلب پر دردم ـ مي خوانم كوثر ـ شايد برگردي
اي مرد عالم ـ مي گويم هر دم ـ كوفه نبرده ـ بويي از مردي
ترسم اي دلبر ـ تو شوي بي سر ـ زينب بي معجر ـ كوفه بخندد
كوفه و كوفي ـ جاي پابوست ـ دست ناموست ـ را بندد
سالار زينب سالار زينب (2)
ميا كه خيل نيزه داران ـ نشسته در كمين ياران
ميا كه مي شود تن تو ـ ز خون دل شكوفه باران
كوچه به كوچه ـ اشكم شد جاري ـ شد يادگاري ـ يابن الزهرا
شايد بگذرد ـ از اين كوچه ها ـ محمل سواري ـ يابن الزهرا
سالار زينب سالار زينب

9 ) زمزمه ( د ) 
كوفه چه غم فزاست ـ با غربت آشناست
مولاي من حسين ـ كوفي چه بي وفاست
در شورم و به شين ـ اي نور هر دو عين
سالار قلب من ـ كوفه ميا حسين
كوفه ميا حسين (2)
اي با غم آشنا ـ اي حجت خدا
كوفي چه بي حياست ـ اي شاه كربلا
بگذر از اين سفر ـ گردي تو در به در
بر سوي مسلمت ـ بنما دمي نظر
كوفه ميا حسين (2)
من نائب توام ـ هستي مرا اميد
در دام غصه ها ـ ديگر شدم اسير
اي ماه فاطمه ـ هم لاله گون شدي
مثل بابت علي ـ غرقه به خون شدي
كوفه ميا حسين (2)




10 ) زمزمه ( ذ ) 
در خونة حسين عزت و آبرو مي دن
ز مي ولا به كام عاشقا سبو مي دن
نوكر حسين تو دنيا هميشه سرش بالاست
تو قيامت حسابش از حساب همه جداست
وقتي ارباب بي سر، پا بگذاره تو محشر
قيامت غوغا مي شه بگو الله اكبر
" يا حسين عزيز الله "
دلي كه حسينيه غمي بهش راه نداره
گداييش خدايي عاقبت يه خيري مياره
هر كسي اشك غم حسين رو چشماش بشينه
به خدا عاشق ترين آدما روي زمينه
اين آقا مهربونه ، جد صاحب زمونه
به خدا عاشقاشو به جنون مي كشونه
" يا حسين عزيز الله "
هر كي از اين خونه رفته گرفتار بلا مي شه
هر كسي حسيني شد همسايه خدا مي شه
خوش به حال كسي كه الفت گرفته با حسين
بيمه مي شه زندگيش، تحت لواي حسين
بي حسين زيبا زشته، روي دلها نوشته
كربلاي حسيني، پايتخت بهشته
" يا حسين عزيز الله "
جمع شده تموم عاشقا توي خاك كربلا
هر كي رفته كربلا انگاركه رفته تا خدا
كعبه از غم حسين پيرهن مشكي مي پوشه
همة رمزاي هستي جمع شده تو شش گوشه
" يا حسين عزيز الله "


11 ) زمزمه ( ر ) 
دوباره اين دل من هوايي حسينه
هميشه افتخارم گدايي حسينه
انگشت نماي مردم تو كل عالمينم
از اين بهتر چي ميشه سينه زن حسينم
****
بذار كه اهل عالم بهم بگن ديوونه
ديوونة حسينم هر كي مي خواد بدونه
حل مي شه مشكل من فقط با يك اشارت
عاشق كربلاتم بذار بيام زيارت
آرزومه سرم رو پائين پات بذارم
اشك چشام و آقا هديه برات بيارم
****
خودت عنايتي كن بشم غلام زينب
حوالة دلم رو بزن به نام زينب
وقتي مي گم اباالفضل آسمونا مي لرزن
يه تار موي عباس به عالمي مي ارزه

حسین وای وای

    

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:2 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

- در مرثيه خواني به « خدا » توکل کنيم.

2- در مرثيه خواني توسل به معصومان و کمک از آنان بويژه حضرت فاطمه‏ي زهرا و امام حسين و حضرت مهدي - عليهم‏السلام - را فراموش نکنيم.

3- در مرثيه خواني ، از خاندان عصمت و طهارت - عليهم‏السلام - با احترام ياد کنيم ، مثلا براي مرد ( عليه‏السلام ) و براي زن ( عليهاالسلام ) را به کار بريم.

4- از خدا بخواهيم تا خاندان عصمت و طهارت بويژه حضرت مهدي - عليهم‏السلام - به جلسات مرثيه خواني ما عنايت کنند و در اين گونه مجالس تشريف بياورند و چشمان گنهکار ما را به جمال دل آراي خويش نوراني بفرمايند.

5- اگر به مرثيه خواني علاقه داريم از خاندان عصمت و طهارت بويژه حضرت فاطمه‏ي زهرا و امام حسين و امام زمان - عليهم‏السلام - بخواهيم تا ما را در زمره‏ي مرثيه خوانان واقعي خود قرار دهند.

6- مرثيه خواني از نعمتهايي است که خداوند و خاندان عصمت و طهارت - عليهم‏السلام - به دوستان خود عطا مي‏کند ، پس آن را دست کم نگيريم و کم ارزش نکنيم.

7- مي‏توانيم ثواب مرثيه خواني خود را به معصومان - عليهم‏السلام - يا مراجع تقليد - رضوان الله عليهم - و يا پدر و مادر و فاميل و مانند آن هديه کنيم.

8- خواندن مرثيه را به عنوان انجام عبادت و وظيفه‏ي شرعي بدانيم.

9- در هنگام مرثيه خواني با طهارت و با نظافت باشيم.

10- مي‏توانيم پيش از مرثيه خواني دو رکعت نماز بخوانيم و از خدا بخواهيم تا ما را در مرثيه خواني موفق بدارد.

11- شايسته است پيش از خواندن مرثيه جمله‏ي « يا اباعبدالله ادرکنا » يا جمله‏ي « يا صاحب الزمان ادرکنا » و يا جمله‏ي « يا فاطمة الزهراء ادرکينا » را از قلب خود بگذرانيم و يا بر زبانمان جاري نماييم.

12- پيش از مرثيه خواني درباره‏ي آن فکر نماييم که چگونه آن را آغاز کنيم ، چگونه آن را ادامه دهيم و چگونه آن را به پايان بريم و بطور کلي چگونه آن را بيان نماييم.

13- مرثيه را با نام و حمد خدا و درود و صلوات بر پيامبر گرامي اسلام - صلي الله عليه و آله - و ائمه‏ي معصومين - عليهم‏السلام - و بيزاري از دشمن آنان آغاز کنيم. مثلا بگوييم : « بسم الله الرحمن الرحيم ، الحمد لله رب العالمن ، ثم الصلوة و السلام علي سيدنا و نبينا ابي‏القاسم محمد و علي اهل بيته الطيبين الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين من الآن الي قيام يوم الدين » .

14- مي‏توانيم مرثيه را نيز با نام خدا و ياد صفات خدا آغاز کنيم. مثلا بگوييم : « بسم الله الرحمن الرحيم ، يا رحمان يا رحيم... » .

15- پس از ذکر نام و صفات و حمد خدا و درود بر معصومان مي‏توانيم چند بيت شعر بخوانيم و يا خاطره و داستاني را ذکر کنيم و سپس اصل مرثيه را بازگو نماييم.

16- اگر شعر يا خاطره و يا داستاني پيش از خواندن اصل مرثيه مورد استفاده قرار مي‏گيرد ، سعي شود آن قدر طولاني نگردد که از اصل مرثيه بيشتر شود و اصل مرثيه و هدف و محتواي آن را تحت الشعاع خود قرار دهد.

17- چناچه شعر يا داستان يا خاطره و يا نظاير آن در مرثيه خواني مورد استفاده قرار گرفتند ، بايد از نظر محتوا درست و از نظر مدرک صحيح و معتبر باشند.

18- شايسته است از اشعار عرفاني مربوط به مرثيه در همه جا استفاده نشود ، زيرا عرفان ، زمينه و يا زمينه سازي مي‏خواهد.

19- در آغاز راه و پيش از خواندن مرثيه ، آن را در خانه يا مانند آن تمرين و حفظ کنيم ، تا در هنگام خواندن مرثيه دچار اشتباه و يا فراموشي نشويم.

20- اگر شنوندگان براي شنيدن مرثيه بطور پراکنده نشسته‏اند ، در صورت امکان از آنان بخواهيم به صورت جمعتر بنشينند.

21- سعي کنيم تا مرثيه را بدون مقدمه چيني و زمينه سازي شروع ننماييم. به قول معروف ، فوري به « گودال قتلگاه » نرويم.

22- براي مقدمه چيني و زمينه سازي مي‏توان مرثيه را با عرض سلام بر معصوم يا شهيد مورد نظر ، و يا همان گونه که گفته شد با خواندن شعر و ذکر داستان و خاطره‏اي مربوط به مرثيه‏ي مورد نظر آغاز کنيم.

23- گاهي براي آغاز يا پايان مرثيه‏ي سرور شهيدان مي‏توانيم اين سلامها را بخوانيم : « السلام عليک يا اباعبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائک عليک مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل و النهار و لا جعله الله اخر العهد مني لزيارتکم السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين [و رحمة الله و برکاته ] » .

24- در آغاز يا پايان مرثيه‏ي هر معصومي - عليه‏السلام- مي‏توانيم قسمتي از دعاي توسل را که مربوط به آن معصوم است بخوانيم ، مثلا براي مرثيه‏ي امام حسين - عليه‏السلام- عرض کنيم : « [السلام عليک] يا اباعبدالله يا حسين بن علي ايها الشهيد يابن رسول الله يا حجة الله علي خلقه يا سيدنا و مولينا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الي الله و قدمناک بين يدي حاجاتنا يا وجيها عند الله اشفع لنا عندالله » .

25- معمولا مرثيه داراي سه مرحله است : يک : مقدمه ، دو : اوج و سه : فرود. بعد از رسيدن مرثيه به مرحله‏ي اوج و سوزناک خود ، آن را زياد طول ندهيم ، يعني مرحله‏ي فرود مرثيه را کوتاه کنيم ، که گاهي مرثيه حتي بدون فرود نيز خوانده مي‏شود.

26- مرحله‏ي اوج مرثيه ، مرحله‏اي است که گره مرثيه گشوده مي‏شود و سوزناک ترين قسمت مرثيه است. بدين جهت مرحله‏ي اوج مرثيه را زود بيان نمي‏کنيم.

27- وقتي مرثيه به مرحله‏ي اوج خود رسيد سوز و گدازي را در شنوندگان برانگيزانيم و « تحولي دروني » در آنها به وجود آوريم به گونه‏اي که حالت توجه به معارف بلند عاشورايي با آن سوز و گداز همراه گردد.

28- در اوج مرثيه با کلماتي مانند « يا حسين » و « يا زهرا » توسل را بيشتر و داغتر کنيم.

29- اگر مرثيه را همراه با سخنراني انجام مي‏دهيم شايسته است که ارتباط موضوع سخنراني با موضوع مرثيه را فراموش نکنيم و ارتباط بين آن دو را در نظر داشته باشيم ، و به اصطلاح سخنوران مرثيه خوان « گريز » بزنيم.

30- شايسته است مرثيه را با خواندن دعا و فاتحه و صلوات و قيام براي حضرت مهدي - عجل الله تعالي فرجه الشريف - به پايان بريم.

31- پس از پايان مرثيه مي‏توان آيه‏ي « و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون : و ستمکاران بزودي خواهند دانست که به چه مکاني باز مي‏گردند. » و يا آيه‏ي « الا لعنة الله علي الظالمين : آگاه باشيد نفرين خدا بر سمتمکاران است » ، را خواند.

32- بعد از خواندن آياتي که گفته شد مي‏توانيم براي استجابت دعا پنج بار آيه‏ي « امن يجيب المظطر اذا دعاه و يکشف السوء » را بخوانيم.

33- مي‏توانيم پس از « امن يجيب » اين دعا را بخوانيم « اللهم انا نسئلک و ندعوک باسمک العظيم الاعظم الاعز الاجل الاکرم بحق محمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين و التسعة المعصومين من ذرية الحسين » و سپس ده بار « يا الله » بگوييم و آن گاه دعاهاي ديگر را بخوانيم.

34- اگر هنگام مرثيه خواني ، مطلب يا شعر بعدي را فراموش کرديم ، مطلب يا شعر قبلي را تکرار مي‏کنيم و شرح مي‏دهيم و در ضمن اين کار به جستجوي مطلب يا شعر بعدي مي‏پردازيم تا آن را به ياد آوريم.

35- براي مرثيه خواني اگر مي‏توانيم در جايي قرار گيريم که مشرف بر شنوندگان باشيم.

36- شايسته است موانع تمرکز حواس را از محل مرثيه خواني حذف کنيم. گاهي اين کار با تذکري از سوي مرثيه خوان مي‏تواند انجام گيرد.

37- در آغاز مرثيه مي‏توانيم از شنوندگان بخواهيم تا سرها را به زير بيندازند ، دلها را روانه‏ي کربلا کنند و زانوي غم در بغل بگيرند.

38- تا مي‏توانيم مدت و مقدار مرثيه را در مدت زماني که از ما خواسته‏اند انجام دهيم ، يعني مرثيه را بموقع شروع کنيم و بموقع خاتمه دهيم.

39- در ابتداي مرثيه صداي خود را خيلي بالا نبريم و بلند نکنيم ، تا براي ادامه‏ي مرثيه نيز نفس داشته باشيم.

40- گاهي گلو و دهان مرثيه خوانهاي مبتدي خشک مي‏شود و يا نفس آنان کم مي‏آيد ، اين امري طبيعي است که به مرور زمان از بين مي‏رود. ولي نکات مرثيه خواني مانند نکته‏ي قبلي را نيز بايد رعايت کرد ، تا با چنين مشکلي روبرو نشد.

41- اگر صداي شما گرفته يا سرما خورده و يا ناصفاف است ، چنانچه مي‏توانيم در رفع آن بکوشيم و يا خودمان پيش از خواندن مرثيه به شنوندگان آن را بگوييم.

42- سعي کنيم براي خواندن مرثيه ، شروع خوب ، گيرا و جذابي داشته باشيم.

43- تلاش کنيم خودمان نيز همراه خواندن مرثيه بسوزيم و اشک بريزيم و گريه کنيم که گفته‏اند : « آنچه از دل برآيد ، لا جرم بر دل نشيند » .

44- اگر هنگام خواند مرثيه ، خودمان گريه نمي‏کنيم ( بکاء ) ، دست کم حالت گريه به خود بگيريم ( تباکي ) .

45- سوز و حال و گريه در مرثيه خواني را از خود خدا و معصومان - عليهم‏السلام - طلب کنيم.

46- خود را برتر از مرثيه خوانهاي ديگر ندانيم و متواضع باشيم. مثلا نگوييم : « من يک ساعت مرثيه خواني کردم ولي فلاني کم آورد » .

47- علاقه و تمرين و صدق و اخلاص و تقوا از عوامل موثر در مرثيه خواني است؛ پس به آنها توجه بيشتري کنيم.

48- تعدا کم يا زياد جمعيت در اخلاص ما براي مرثيه خواني تاثير نگذارد. مثلا نگوئيم : « ديشب در مجلسي مرثيه خواني کردم که غلغله بود و جاي سوزن انداختن نبود » .

49- اگر از مرثيه خواني ما انتقاد سودمندي کردند ، ناراحت نشويم و آن را بپذيريم.

50- از تحقير مرثيه خوانهاي ديگر به گونه‏هاي مختلف خودداري کنيم ، مثلا نگوئيم : « روي فلاني را کم کردم » .

51- اگر براي مرثيه خواني به ما هديه‏اي ندادند ناراحت نشويم ، زيرا پاداش اصلي و حقيقي اين کار نزد خدا است.

52- به خاطر حضرت فاطمه‏ي زهرا و امام حسين - عليهاالسلام - براي مرثيه خوانها احترام ويژه‏اي قائل باشيم. پس حداقل مي‏توانيم به احترامشان از جاي خود برخيزيم و يا دست آنان را ببوسيم.

53- هنگام مرثيه خواني با مديريت خود ، کنترل مجلس را به عهده بگيريم ، زيرا ممکن است در بعضي موارد ، کنترل مجلس را از دست بدهيم و يا ديگران بخواهند نظم مجلس را به هم بزنند.

54- تجربيات مرثيه خواني خود را در اختيار ديگران قرار دهيم و در اين مورد نيز سخاوتمند باشيم ، که خير و برکت نزد خداست.

55- حتما بر موضوع و محتواي مرثيه تسلط کافي داشته باشيم. مثلا بدانيم در آغاز و مقدمه‏ي مرثيه چه چيزهايي را بايد بخوانيم و در اوج و فرود مرثيه چه چيزهايي را بايد بگوييم.

56- در آغاز راه و پيش از خواندن مرثيه ، يک بار ديگر مرثيه را مطالعه و مرور کنيم تا مرتکب اشتباهي نشويم.

57- مي‏توانيم در ابتداي مرثيه خواني موضوع مرثيه را به شنوندگان بگوييم ، مثلا به آنان بگوييم : « امشب مي‏خواهم روضه‏ي حضرت علي اکبر -عليه‏السلام- را براي شما بخوانم » .

58- اگر چراغهاي مجلس مرثيه خواني خاموش شوند ، شايد حزن و اندوه بيشتري بر آن مجلس حاکم گردد؛ پس در مواردي به اين نکته توجه داشته باشيم.

59- در مرثيه خواني از طرح سئوالات و شبهات بدون پاسخ پرهيز نماييم. مثلا در مرثيه‏ي حضرت فاطمه‏ي زهرا - عليهاالسلام - اين سوال را مطرح نکنيم که چگونه ممکن است حضرت فاطمه‏ي زهرا - عليهاالسلام - بعد از مرگش ، دستهاي خود را از کفن بيرون آورد و امام حسن و امام حسين - عليهاالسلام - را در آغوش بگيرد و بعد پاسخ آن را هم ندهيم.

60- مطالب احتمالي و مشکوک در مرثيه خواني مانند حضور حضرت ليلا - عليهاالسلام - در کربلا را به صورت قطعي و يقيني ذکر نکنيم و يا حتي از ذکر آنها خودداري نماييم.

61- بدون ضرورت ، مرثيه را تکرار نکنيم و از دوباره خواني بپرهيزيم.

62- مي‏توانيم از آيات ، روايات ، شعر ، داستان و خاطره ، مثال و تشبيه ، ضرب المثل ، آمار و اخبار صحيح و دقيق ، سخنان عالمان و بزرگان و دانشمندان نظير حضرت امام خميني - قدس سره الشريف - و جملات و قطعه‏هاي ادبي و زيبايي که متناسب با موضوع و محتواي مرثيه باشند استفاده نماييم.

63- اگر در خواندن مرثيه داراي سبک خاصي هستيم ، آن قدر تمرين و ممارست داشته باشيم تا آن سبک را از دست ندهيم.

64- در آغاز راه مي‏توانيم پيش از مرثيه خواني چند نفس عميق بکشيم ، تا ترس و دلهره‏ي ما از بين برود و آرامش جاي آن را بگيرد.

65- بطور طبيعي مرثيه خواني کنيم و خود را به تکلف و زحمت نيندازيم.

66- نزد عموم از به کارگيري کلمات و لهجه‏ي خاص و محلي در مرثيه خواني خودداري کنيم و از داشتن تکيه کلام پرهيز نماييم.

67- تا مي‏توانيم از ابتکار و خلاقيت و ذوق و سليقه‏ي خود و ديگران در انتخاب مراثي و کيفيت بيان و شيوه‏ي آغاز و پايان آنها استفاده کنيم.

68- اگر در خواندن مرثيه اشتباهي کرديم ، در همان جلسه و اگر نتوانستيم در جلسه‏ي بعد ، آن اشتباه را تصحيح نماييم.

69- مي‏توانيم هنگام خواندن مرثيه ، تحمل در برابر مشکلات و صبر در مقابل مصايب را براي شنوندگان زمينه سازي کنيم ، زيرا معصوم - عليه‏السلام - فرموده است : « صبر نيمي از ايمان است » .

70- به مرثيه‏اي که مي‏خوانيم ، خودمان اعتقاد داشته باشيم ، تا اين اعتقاد در شنوندگان نيز تاثير معنوي و عاطفي بگذارد.

71- کيفيت بعضي گريه کردنها زننده است ، از انجام چنين گريه‏هايي خودداري کنيم.

72- از دروغها و تحريفاتي که در مرثيه‏ها صورت گرفته است با اطلاع باشيم تا آنها را نخوانيم.

73- مواظب باشيم براي گرياندن مردم ، مرثيه‏ها را کم و زياد و تحريف نکنيم تا مثلا سوزناک شوند و مردم را به گريه اندازند.

74- اگر نگاه جمعيت يا افراد خاصي مانع مرثيه خواني ما مي‏شود ، مي‏توانيم گاهي چشمان خود را روي هم بگذاريم.

75- توجه داشته باشيم که مرثيه خواني با زبان محاوره‏اي دلنشين‏تر از مرثيه خواني با زبان مکاتبه‏اي است.

76- مرثيه خوان با تجربه‏اي مي‏گفت : « مراثي و اشعار مربوط به آن را پيش از خواب حفظ کنيد تا در ذهن شما کاملا نقش ببندد » .

77- از هر حالت و يا حرکتي که متناسب با مرثيه خواني و شخصيت مرثيه خوان نباشد خودداري کنيم.

78- براي مرثيه خواني و جاري ساختن اشکها ، سعي کنيم احساسات و عواطف شنوندگان را برانگيزانيم.

79- براي برانگيختن شور و احساس شنوندگان بايد خودمان در هنگام مرثيه خواني شور و سوز و احساس نيز داشته باشيم.

80- بين محتواي مرثيه و شرايط و احساسات شنوندگان ارتباط برقرار کنيم ، تا غم و اندوه بيشتري را احساس نمايند و اشک بيشتري را جاري سازند.

81- هنگام مرثيه خواني به همه‏ي جمعيت نگاه کنيم تا توجه همگان را جلب نماييم. و نيز براي جلب توجه و تاثير بيشتر مي‏توانيم در حد ضرورت و متناسب و هماهنگ با محتواي مرثيه از حرکات سر و صورت و دست استفاده کنيم.

82-براي مرثيه خواني ترس به خود راه ندهيم ، و از جمعيت زياد شنوندگان و سشخصيت آنان هراسان نشويم.

83- در آغاز مرثيه خواني ترس و لرز و دلهره و ضربان شديد قلب امري طبيعي است ، از اين رو ياس را به خود راه ندهيم و مرثيه خواني را در « جاهاي مختلف » و در حضور « جمعيتهاي گوناگون » تمرين و دنبال کنيم تا ترس و دلهره‏ي ما از بين برود.

84- آثار و فوايد معنوي مرثيه خواني را به خاطر بياوريم ، تا علاقه‏ي ما به مرثيه خواندن بيشتر شود که نعمتي بزرگ است و متاسفانه برخي از آن غافلند.

85- اگر مرثيه را همراه با سخنراني مي‏خوانيم مواظب باشيم که مرثيه‏ي ما ناقض سخنراني‏مان نباشد و بعکس ، مثلا - بنا به فرض - اگر در سخنراني مي‏گوييم : « توبه در آخر عمر پذيرفته نمي‏شود » در اين صورت نبايد مرثيه‏ي حضرت حر را بخوانيم ، زيرا حضرت حر در آخر عمرش توبه کرد و امام حسين - عليه‏السلام- توبه‏ي او را پذيرفت.

86- هدف نهايي از مرثيه خواني « گرياندن » نيست ، اگر چه مرثيه‏ي همراه با گريه بهتراست.

87- مرثيه خوان بايد آنچنان ورزيده باشد که اگر به او گفتند در سه دقيقه مرثيه خواني کند بتواند ، و چنانچه به وي گفتند در سي دقيقه مرثيه خواني کند باز هم بتواند.

88- اگر در آغاز راه هستيم به خود « تلقين » کنيم که مي‏توانيم مرثيه خواني نماييم ، زيرا تلقين يکي از راههاي تعليم و تعلم است.

89- در همه جا نبايد مرثيه خواند ، بلکه بايد يا شرايط مرثيه خواني موجود باشد و يا شرايط آن را به وجود آورد و سپس مرثيه خواند.

90- مرثيه‏ها را مطابق فهم و موقعيت فردي ، سني ، زماني و مکاني شنوندگان انتخاب کنيم و بخوانيم. مثلا براي نوجوانان مرثيه‏ي حضرت قاسم - عليه‏السلام- و براي کودکان مرثيه‏ي حضرت رقيه - عليهاالسلام - و براي بانوان مرثيه‏ي حضرت زينب - عليهاالسلام - را بخوانيم.

91- مي‏توانيم از مرثيه‏ها نکات اخلاقي ، تربيتي ، سياسي ، تاريخي و نظامي را استفاده کنيم و آنها را براي شنوندگان بازگو نماييم. يک فرمانده‏ي نظامي مي‏گفت : « گاهي مواقع از مراثي امام حسين - عليه‏السلام- و پيکار او با دشمنانش ، نکات نظامي را برداشت مي‏کنيم » .

92- معمولا از تعابيري که مخصوص همان زمانها بوده است استفاده کنيم ، مثلا به جاي خيمه کلمه‏ي چادر يا سنگر و به جاي عمود ، کلمه‏ي گرز را به کار نبريم.

93- مجالس دعا ، ختم و مانند آن زمينه‏ي خوبي براي يادگيري و شروع مرثيه خواني است.

94- فقط براي ديگران مرثيه نخوانيم ، بلکه در بعضي اوقات و در تنهايي براي خود يا خانواده‏مان نيز مرثيه بخوانيم.

95- جلسه‏ي مرثيه مي‏تواند براي مخاطبان ، جلسه‏ي توبه و بازگشت به سوي خدا نيز باشد ، به آن توجه کنيم و از آن استفاده نماييم.

96- مرثيه خوان نبايد بر مسموعاتي ( شنيده‏ها ) که به نظر دروغ و غير صحيح يا غير قابل قبول است تکيه کند.

97- در مجالس مرثيه خوانهاي خبره و مشهور شرکت نماييم ، تا از روش و کيفيت مرثيه خواني آنان نيز بهره‏مند شويم. يکي از مرثيه خوانها مي‏گفت : « براي يادگيري مرثيه خواني بايد در جلسات مرثيه خوانها شرکت کنيد تا با چشم خود ببينيد که چگونه مرثيه مي‏خوانند » .

98- مرسوم است که در هر يک از روزها يا شبهاي دهه‏ي محرم ، مرثيه‏ي يکي از وقايع يا شهداي کربلا را مي‏خوانند ، از مرثيه خوانان با تجربه اين را سوال کنيم که مثلا در شب تاسوعا يا عاشورا چه مرثيه‏اي بايد خوانده شود؛ البته اين امر در جاهاي مختلف متفاوت است.

99- اگر مثلا در دو جا مرثيه خواني مي‏کنيم بهتر است براي هر کدام مرثيه‏ي جداگانه و يا دو قسمت مختلف از يک مرثيه را بخوانيم ، زيرا در بعضي موارد ممکن است برخي از شنوندگان هر دو جا يکي باشند.

100- مرثيه‏ها را طوري بازگو نکنيم که خواري و ذلت خاندان عصمت و طهارت - عليهم‏السلام - از آن برداشت شود.

101- در مرثيه مي‏توان به جاي آمار و اعدادي که از نظر صحت مورد ترديد و يا انکار است ، به کلماتي از قبيل ( جمعيتي بسيار ) ، ( عده‏اي زياد ) ، ( تعدادي فراوان ) اکتفا نمود ، مثلا به جاي اينکه بگوييم : « امام حسين - عليه‏السلام- چندين هزار نفر از دشمنان را کشت » ، بهتر است بگوييم : « امام حسين - عليه‏السلام- تعداد فراواني از دشمنان را کشت » .

102- شايسته است از ذکر مراثي يا آماري که موجب انکار يا عکس العمل منفي شنوندگان مي‏شود خودداري کنيم. بويژه در مقابل شنوندگاني که کمتر از اعتقاد راسخ و ايمان بالا برخوردار هستند. مثلا در چنين مجالسي شايد لازم نباشد که بگوييم : « نوجوان کربلا حضرت قاسم - عليه‏السلام - سي و پنج نفر از دشمنان را کشت » .

103- مي‏توانيم برخي از قسمتهاي مرثيه يا اشعار و رجزهاي آن را با همان زبان عربي بخوانيم و سپس آنها را ترجمه کنيم ، مگر در مواري که ترجمه‏ي آنها لازم نباشد.

104- اگر از کلمات و جملات عربي در مرثيه خواني استفاده مي‏کنيم آنها را بطور صحيح تلفظ کنيم ، بويژه در مجالسي که آشنايان به زبان عربي مانند علما و طلاب حضور دارند.

105- اگر به زبان عربي آشنايي داريم ، مراثي حضرت فاطمه‏ي زهرا - عليهاالسلام - در جلد ( 43 ) بحار الانوار و مراثي امام حسين و اصحابش -- عليهم‏السلام - در جلدهاي ( 44 ) و ( 45 ) بحار الانوار گردآوري شده‏اند.

106- اگر بعد از غذا و يا با حالت کسالت ، بيماري ، خستگي ، عصبانيت ، ناراحتي ، خواب آلودگي و مانند آن مرثيه خواني نکنيم ، بهتر و موثرتر است. از اين رو آرامش ، سلامت و استراحت کافي پيش از مرثيه خواني را فراموش ننماييم.

107- مي‏توان براي يادگيري مرثيه‏ها و اشعار زيبا دفتري مانند کلاسور را تهيه کرد و آنها را در آن دفتر نوشت ، تا در هنگام مرثيه خواني به تناسب موضوع از مرثيه‏ها و اشعار آن استفاده نمود.

108- کسب تجربه از خود و ديگران از رموز موفقيت در امر مرثيه خواني است.

109- دقت کنيم محتواي مرثيه را اشتباه نگوييم. مثلا توجه داشته باشيم که حضرت عباس - عليه‏السلام- مشک آب را اول به دست راستش گرفت و يا به دست چپش؟ يا مثلا امام حسين - عليه‏السلام - زبانش را در دهان حضرت علي اکبر - عليه‏السلام - گذاشت و يا بعکس؟

110- در مرثيه خواني از اين شاخه به آن شاخه نپريم ، بلکه همان موضوع و محتواي مرثيه را براي شنوندگان بازگو کنيم.

111- سعي کنيم مرثيه را براي شنوندگان « مجسم » نماييم.

112- در مرثيه خواني مواظب باشيم به جاي تقويت روحيه ، تضعيف روحيه نکنيم.

113- اگر مرثيه خوانهاي ديگري براي خواندن در مجلس حضور دارند ، وقت آنان را نيز در نظر داشته باشيم.

114- خواندن مرثيه را بيش از حد ، طولاني نکنيم ، تا موجب ملال و خستگي شنوندگان نشود و بر آنان اثر منفي نگذارد؛ بويژه در مجالسي که علاقه و زمينه‏ي کمتري نسبت به مرثيه در آنها وجود دارد ، از طولاني کردن مرثيه خودداري نماييم.

115- در غير موارد ضروري ، مرثيه را متناسب با زمان خود بخوانيم ، مثلا مرثيه ورود امام حسين - عليه‏السلام- به کربلا را در همان اوايل محرم و مرثيه‏ي ورود جابر بن عبدالله انصاري به کربلا را در روز اربعين بخوانيم.

116- سعي کنيم حتما در ايام خاص و ويژه ماند ماههاي محرم و صفر و ايام فاطميه و شبهاي قدر و وفات و شهادت مرثيه بخوانيم. و شايسته است در اين ايام از خنده و مزاح پرهيز کنيم.

117- از کتابهاي مقتل ( مقاتل ) و مرثيه‏هايي که داراي مدرک و سند و مأخذ صحيح و معتبر هستند استفاده کنيم ، و از هر مرثيه خواني ، مرثيه‏ها را نقل ننماييم و براي ديگران نخوانيم. کتابهاي منتهي الامال ، نفس المهموم و بيت الاحزان محدث قمي ، لهوف سيد بن طاووس ، جلاء العيون مجلسي و ارشاد شيخ مفيد در زمينه‏ي مرثيه خواني کتابهاي خوب ، مفيد و معتبري هستند.

119- اگر مأخذ و مدرک مرثيه را به شنوندگان بگوييم بهتر است ، بخصوص در مجالسي که طلاب ، علما و بزرگان حضور دارند.

120- آرام و شمرده شمرده مرثيه را بخوانيم و با فرياد و با شتاب و سرعت بيش از حد ، مرثيه خواني نکنيم.

121- هنگام خواندن مرثيه فاصله‏ي مناسب دهان خود با ميکروفون را رعايت کنيم ، تا صدا خوب منتقل شود و بلندگو سوت نکشد. و توجه داشته باشيم که صداي بلندگو بيش از اندازه ، کم يا زياد نباشد.

122-اگر مرثيه را با صوت زيبا بخوانيم دلنشين‏تر است. و اگر صوت زيبا نداريم ، مرثيه را به صورت عادي و معمولي و بدون صوت بخوانيم ، ولي مرثيه خواني را به خاطر نداشتن صوت زيبا ترک و رها نکنيم.

123- در جاهايي که مرثيه ، سوزناک و حزين مي‏باشد ، بهتر است هماهنگ با آن ، صدايمان را سوزناک و حزين و چهره‏مان را اندوهناک نماييم.

124- شايسته است صوت ما هنگام خواندن مرثيه يکنواخت نباشد ، بلکه صوت خود را به تناسب محتواي مرثيه و به گونه‏اي که زننده نباشد بالا و پايين ببريم و بلند و آهسته کنيم.

125- اگر در شيوه و سبک مرثيه خواني از کسي تقليد مي‏کنيم آن را به مرور زمان ترک نماييم تا خودمان صاحب سبک شويم ، البته گفته‏اند در آغاز راه ، تقليد از مرثيه خوانهاي ديگر اشکالي ندارد.

126- اگر مرثيه خوانهاي ديگري نيز در مجلس حضور دارند از روي احترام ، از آنان کسب اجازه کنيم و به آنها تعارف نماييم.

127- کتابها و اشعار مرثيه و نوحه خواني را مطالعه کنيم ، و به نوارهاي مرثيه و نوحه خواني گوش فرادهيم.

128- از باني و مؤسس و دست اندرکاران مجلس روضه خواني تشکر و قدرداني نماييم ، اما به صورت مبالغه‏آميز و خارج از حد و فراتر از واقعيت نباشد.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:1 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

مداحی را بدون مقدمه چینی و زمینه سازی شروع نکنید وبه قول معروف فوری به گودال قتلگاه نزنید. چون روضه ی بدون مقدمه ناقص و کمرنگ است. همچنین سعی کنید برای خواندن، شروع خوب، گیرا و جذابی داشته باشید...... 
معمولاً روضه دارای سه مرحله است: به ترتیب: مقدمه، اوج و فرود.
وجود مقدمه در آغاز مداحی الزامی است که مطالبی راجع به آن ذکر شد. بعد از مقدمه به مرحله اوج می رسید، که در اینجا نباید فوراً تُن صدا را بالا ببرید، بلکه با صدای کوتاه شروع کرده، بعد متوسط و سپس تن صدا را کاملاً بلند کرده و اوج مصیبت را بیان کنید. که در این مرحله گره روضه گشوده شده و سوزناکترین قسمت مصیبت می باشد.
وقتی روضه به مرحله ی اوج رسید، سوز پایانی را بر شنوندگان وارد کنید. به طوریکه بهترین استفاده را بتوانند ببرند.
بعد از مرحله ی اوج به مرحله ی فرود می رسید، که آن را طولانی نمی کنید. حتی بعضی مواقع روضه را بدون فرود نیز می توان خواند که بستگی به نوع روضه و طریقة خواندن آن دارد.
ضمناً همیشه ذکر مصیبت دارای یک مقدمه و اوج و فرود نیست، این مورد فقط در صورتی است که شما بخواهید حدود پنج دقیقه روضه بخوانید ولی در مواقعی که می خواهید روضه را طولانی و مفصل کنید ممکن است چند مرحله مقدمه، اوج و فرود داشته باشد.
دعا
بعد از اتمام مداحی دعا کردن را فراموش نکنید. از میان دعاها بعضی، عمومی هستند و معمولاً همیشه خوانده می شوند. از جمله:
دعا برای آمرزش گناهان، فرج آقا امام زمان(عج) و سلامتی و رفعِ حاجات ایشان، دعا برای امام وشهدا و رهبر فرزانه، رفع حاجات و گرفتاری مسلمانان، هدایت خودمان و جوانان به بهترین راه الهی، تشکر از بانی جلسه و برآورده شدن حاجاتش و...
یکی دیگر از دعاهایی که در آغاز یا بین مداحی معمول است، دعوت کردن از خاندان عصمت وطهارت بویژه حضرت مهدی(عج) به مجالس، و عنایتشان به حاضران می باشد.
جملات پایانی
پس از پایان روضه می توانید آیاتی مانند: و سیعلم الذین ظلموا ایَّ منقلبٍ ینقلبون و یا آیه ی شریفه ی (الا لعنه الله علی القوم الظالمین) را ذکر کنید.
همچنین اللهم نسئلک و ندعوک، باسمکَ العظیم الاعظم الا عزّ الا جلّ الاکرم، بحقّ محمدٍ و علیٍ و فاطمه والحسن والحسین و تِسعه المعصومین من ذریه الحسین.(ده مرتبه) یا الله.
 

نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 18:0 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

در مرثیه خوانی باید حرکات روی حروف را بشناسید و به آنها توجه کامل داشته باشید. حرکات دو نوعند: حرکات کوتاه ( َ ِ ُ ) و حرکات بلند ( ). حرکات کوتاه در چند جا کشیده می شوند:............. 
الف) کلمه ی دارای این حرکات در آخر مصرح باشد. مانند کلمه ی «مَن» در بیت: 
بتاب ای مه تو بر کاشانة مَن  که تاریک است امشب خانة مَن
ب) کلمه ی دارای این حرکات در وسط مصرع باشد و شما بخواهید مکث کنید. مانند کلمه ی«مادَر» در بیت:
متاب ای مه که تا کلثوم و زینب  نبنند روی مادَر، در دل شب
حرکات بلند در شروع مطالب هیچ گونه نقشی در این مورد ندارند. اما اگر حرکات بلند در وسط یا آخر کلمه باشند، کشیده می شوند.
برای شناخت بهتر کشش حرکات به شماره های گذاشته شده روی حروف بیتهای زیر که در دو وزن کوتاه و بلند می باشند دقت کنید. البته کشش صداها به سلیقه ی خود شما هم بستگی دارد ولی باید توجه کامل به یکنواختی آنها داشته باشید.
(وزن بلند)
یا رب از دلهای ما، نور محبت را مگیر
این تجمع این توسل، این ارات را مگیر
هستی ما بستگی دارد، به عشق اهل بیت
                                          3          2       3      2          4    
هرچه می خواهی بگیر، اما ولایت را مگیر
 *      *   *
(وزن کوتاه)
تمام لذّت عمرم، به این است
که مولایم امیرالمؤمنین است
در ضمن توجه داشته باشید که در بعضی سبکها مانند سبک دشتی و مختاباد اصول رعایت نمی شود بلکه علامتهای قبل وبعد از حرکات بلند هم کشیده می شوند.
تذکر: واژه هایی مانند «به، از، که و...» که خود معنی مستقلی ندارند و فقط به وسیله ی آنها جمله مفهوم پیدا می کند به هیچ وجه کشیده نمی شوند.
 

نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 17:56 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

تکرار و تمرین پیش از خواندن روضه مطالب را در خانه تمرین و حفظ کنید تا هنگام خواندن دچار اشتباه نشوید................. 
آرامش خاطر
اگر بیمار، عصبانی، خسته و خواب آلود هستید و یا اگر دیر شده و شتاب زده وارد جلسه شدید، فوراً مداحی را شروع نکنید. کمی بنشینید تا تمرکز حواس و آرامش خاطر پیدا کرده و حالت تنفّستان طبیعی شود؛ چون خوب خ واندن در گرو آرامش خاطر و راحتی جسم است.
در ضمن اگر هنگام خواندن دچار ترس و دلهره می شوید، قبل از شروعِ برنامه چند نفس عمیق بکشید تا دلهره ی شما از بین برود.
تسلط بر محتوا
حتماً بر موضوع و محتوا تسلط کافی داشته باشید. به طوری که بدانید در آغاز و مقدمه چه مطالبی و در اوج و فرود چه مطالبی را باید بیان کنید. خلاصه اینکه پیش از مداحی فکر نمائید که چگونه روضه را آغاز کرده و چگونه ادامه و به پایان ببرید.
کمک از معصومین(ع)
بهتر است پیش از خواندن از ائمه(ع) کمک بگیرید و از آنها بخواهید که در خواندن، شما را یاری کنند. در این مورد می توانید ذکرهایی مانند «یا ابا عبدالله ادرکنی» را قبل از شروع برنامه از قلب بگذرانید یا بر زبان جاری نمائید.
 
ذکر نام و صفات خداوند و ائمه(ع) در آغاز
می توانید مداحی را با نام خدا و صفات مبارکش آغاز کنید. مثلاً بگوئید: بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمنُ یا رحیم. یا بگویید: بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالیمن ثم الصلاه و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
پس از ذکر نام و صفات و حمد خداوند و درود بر معصومان می توانید چند بیت شعر یا خاطره و داستانی را ذکر کرده و سپس به اصل موضوع بپردازی
د.
 

نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 17:55 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

با توجه به اینکه در تمام مجالس شبهای رمضان، ذکر پایان شب زنده داران، دعا و درخواست حاجات، زمزمه و راز و نیاز با خداوند کریم می¬باشد، از این رو ارائه همة آنها در مجموعه ممکن نبود، ولی در پایان، به طور خلاصه بعضی از دعاهایی را که در اکثر مجالس، بیان می¬شد به عنوان نمونه می¬آوریم................ 
امید آنکه خداوند عزوجل، نیاز همة مؤمنین و مؤمنات را برآورده و همه را عاقبت به خیر گرداند.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء.
باسمک العظیم الاعظم، الاعز الاجل الأکرم بدم المظلوم یا الله!
یا الله یا رحمن یا رحیم، یامقلب القلوب، ثبت قلوبنا علی دینک و علی محبه الحسین فی الدنیا و لاخر.
به فرق شکافتة امیرالمؤمنین(ع)، به خون به ناحق ریختة فاطمه(ع) ـ به خون سر شکستة زینب کبر(ع) ـ به حق همة چهارده معصوم(ع) ـ به ناله¬های حجه¬بن¬الحسن(ع) ـ ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء:
خدایا!
ـ ما را بیامرز و قلم عفو بر جرایم اعمال ما بکش.
ـ عاقبت ما را ختم به خیر فرما.
ـ آنی ما را از هل بیت(ع) جدا مگردان.
ـ لذت مناجات وشب زنده¬داری و دوری از گناه به ما عنایت فرما.
ـ ما را جزو سینه زنان و محبین اهل بیت(ع) قرار بده.
ـ آنچه اهل بیت(ع) به ویژه امام زمان(ع) برای ما می¬خواهند، در حق ما، به اجابت برسان.
ـ ما را با ماه رمضان و شبهای لیله¬القدر، تا آخر عمرمان مأنوس قرار بده.
ـ احیای ما را متصل به احیای حضرت صاحب الزمان مهدی فاطمه (ع) بفرما.
ـ حب اهل بیت(ع) را بویژه امیرالمؤمنین(ع) را در نسل ما قرار بده.
ـ فرزندان ما را علی دوست قرار بده.
ـ ما را پاسبان و محافظ این ولایت قرار بده.
ـ به حق امام علی(ع) این ولایت را از ما مگیر.
ـ نامه اعمال ما را در لیله¬القدر بدست امام زمان(ع) پاک بگردان.
ـ اگر امسال سال آخر عمر ماست ما را با توبه ورساندن به اهل بیت(ع) همراه با ذکر آنان بمیران.
ـ هر آنچه توطئه است بر علیه این ملت و انقلاب اسلامی و رهبر و حزب¬الله و... خنثی بگردان.
ـ امت اسلامی ما، به خصوص جوانهای، ما را از گزند فساد آخرالزمان حفظ فرما.
ـ رهبر و مرجع تقلید ما «حضرت آیت الله العظمی خامنه¬ای» را از همه بلیات، مصون و محفوظ بدار.
ـ هر کس نظر سوء به رهبر ما، و خون شهدا و انقلاب اسلامی دارد به خودش برگردان،
ـ مودت و یکپارچگی امت حزب¬الله را مستحکم بفرما.
ـ انقلاب اسلامی ما را متصل به انقلاب و ظهور آقا امام زمان(ع) بگردان.
ـ روح امام خمینی(ع)، شهدای انقلاب اسلامی، گذشتگان، استادان، ذوی¬الحقوق، علمای گذشته، آنهایی که مسیر مناجات با خدا را به ما یاد دادند، همه کسانی که با ما لیله¬القدرها گذراندند و سر به تیره تراب فرود بردند و ... روح همه را شاد بگردان.
ـ با ما هم که زمانی به آنها ملحق می¬شویم، با کرامت معامله کن.
ـ در هنگام احتضار و مرگ، ذکر خودت و اهل بیت(ع) را بر زبان ما جاری فرما. و آخرین کلام ما در این عالم واولین کلام ما در روز قیامت نام «حسین» قرار بده.
ـ رزق و روزی حلال ما را زیاد نموده و از اموال حرام و شبهه¬ناک دور بفرما.
ـ اشک چشم و عمل خالص و سوز دل به همه ما کرامت فرما.
ـ سفر مکه و مدینه وعتبات عالیات، کربلا و نجف و... به همة ما عنایت فرما.
ـ بارانهای رحمتت را بر ما نازل فرما.
ـ فرج آقایمان صاحب¬الزمان، نزدیک فرموده و ما را در رکاب او به فیض شهادت برسان.
ـ اگر ما بندة تو می¬مانیم، عمر طولانی به ما عطا فرما.
ـ عزاداری ناقابل ما رابرای اهل بیت(ع) به ویژه امیرالمؤمنین(ع) قبول فرما.
ـ مریضها، منظورین، ملتمسین، جانبازان، مجروحان شیمیایی، سفارش شده¬ها و همه... را شفا بده.
ـ آنچه گفتیم و آنچه تو بهتر می¬دانی و سبب درست شدن ماست به ما عطا بفرما.
ـ قضا و قدر نوشته شده در لیله¬القدر را طول عمر و طاعت و م حبت به اهل بیت(ع) برای ما قرار بده.
ـ باقیمانده مفقودالاثرها و اسرای ما را به ما برگردان.
ـ دلهای ما، خانة ما، محل کار ما، محله¬های ما، شهرهای ما، مملکت ما را، مهد قرآن و مهدیه قرار بده.
*حسن ختام*
خواندن «دعای وداع» همراه با درک کلمات و جمله¬های آن بسیار آگاه کننده است.
مواردی که دراین دعا بدان اشاره شده به اختصار عبارتند از:
1ـ رمضان بهترین بخشش خداوند. 2ـ رمضان ماه منفعت
3ـ ماه حسابرسی   4ـ  وداع و هجران جانکاه
5ـ وداع با عید اولیاء خدا  6ـ وداعی غم¬انگیز با یاری عزیز
7ـ ماه پیروزی بر شیطان  8ـ ماه آزادی
9ـ مهمان بی¬زحمت
ما در اینجا با ارائه ترجمة دعای مذکور، به محتوای بلند آن پی می¬بریم: 
«دعای وداع با ماه رمضان» 
اللهم یا من لا یرغب فی الجزاء، و یا من لا یندم علی العطاء و...
ای خدایی که در برابر احسان به بندگان پاداش نخوای و از عطا و بخشش پشیمان نمی¬گردی.
ای کسی که مزد بندة خود را بیش از عمل او می¬دهی، نعمتت بی¬استحقاق به بندگان می¬رسد، و عفوت تفضل، و مجازاتت عدالت، و قضایت عین خیر است.
اگر بخشش کنی، عطایت را به منت آلوده نکنی، و اگر عنایت نکنی، از باب ستم نیست.
آنکه تو را شکر کند، شکرش کنی، در صورت که خودت آن شکر را به او الهام فرمودی. و هر که تو را بستاید پاداشش می¬دهی در حالی که آن ستایش را خودت به او تعلیم کردی. پرده می¬پوشی بر آن که اگر می¬خواستی رسوایش می¬کردی، و جود و کرم کنی بر آن که اگر می¬خواستی از وی دریغ می¬کردی، در صورتی که هر دو مستحق رسوایی و دریغ تواند. اما تو تمام امورت را بر اساس تفضل بنا نهاده¬ای، و قدرتت را بر آیین گذشت مقرر کرده¬ای، و با ان که با تو به مخالفت برخاسته با بردباری روبرو می¬شوی، و با آن که در حق خویش ستم کرده مهلت می¬دهی، با صبر و بردباری روبرو می¬شوی، و با ان که در حق خویش ستم کرده مهلت می¬دهی، با صبر و بردباری خود مهلتشان می¬دهی تا به حضرتت باز گردند، و در مؤاخذه عاصیان شتاب نمی¬کنی تا به تو موفق شوند، تا هلاک شوندة آنان بدون رضای تو هلاک نشود، و تیره بختشان به نعمتت بدبدخت نگردد، مگر پس از قطع بهانه و بعد از اتمام حجت همه جانبه بر او، و این همه بزرگواری و آقایی از عفو و گذشت توست ای بزرگوار، و بهره¬ای است از محبتت ای بردبار.
نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 17:54 توسط ذاکر نوجوان| نظر بدهيد |
 

منظور از حنجره و صدای قوی، صدای بلند یا فریاد نیست، بلکه منظور حنجره و صدایی می باشد که پرقدرت و پر نیرو است. که اگر برنامه ای را اجرا کرد، خسته نشده و تواناییش را از دست ندهد. بعضی اشخاص با وجود داشتن صدای پرطنین و پرحجم، بعد از مدتی مداحی، تارهای صوتی آنها از کار می افتد و توانایی انجام فعالیت بیشتر را از دست می دهند. برعکس افرادی هم هستند که با وجود صدای کم حجم و نازک، دارای حنجره ی پرقدرت هستند. به طوری که تارهای صوتی آنها به زودی از کار نمی افتد و می توانند سالها مداحی کنند..... 
پس خواننده ی خوب کسی است که بتواند مجلس را تا آخر به تنهایی اداره کند. که این خصوصیت حاصل سالها مجلس داری و کسب تجارب گوناگون می باشد، که به خصوصیتهای فردی نیز از قبیل بنیه ی جسمانی، بزرگی قفسه ی سینه، بزرگی حفره های بینی و دهان، حالت جمجمه و ... بستگی دارد.
حنجره ی انسان و تارهای صوتی مانند دیگر اعضای بدن از تعدادی ماهیچه و عضله تشکیل شده است. همانطور که هنگام ورزش، ابتدا بدن خود را گرم می کنید و بعد تمرین را به اوج می رسانید، در خواندن هم باید اول عضلات حنجره را گرم و نرم کنید. اگر از همان اول با صدای بلند شروع  کنید، مطمئن باشید که پس از مدتی به تارهای صوتی شما لطمه خواهد خورد. پس سعی کنید حتی الامکان تمرینات زیر را جهت تقویت حنجره و صدایتان انجام دهید:
فک پایینی را شل کرده سپس از راه دهان نفسهای کوتاه و سریع بکشید و کم کم بر سرعت آن بیفزایید. البته نفسها نباید از راه تنگی گلو باشد بلکه باید از پرده ی دیافراگم شکم باشد. این تمرین باعث قوی شدن عضلات زیر فک و اطراف گلو و شکم می شود. چون هنگام خواندن فشار زیادی به این عضلات وارد می شود.
چانه را به سینه بچسبانید به طوری که وزن سر، روی چانه افتاده باشد در این حالت چند مرتبه دهانتان را باز و بسته کنید به طوری که سرتان همراه این حرکت بالا و پایین رود. سپس مدتی دهانتان را به حالت نیمه باز و راحت استراحت دهید.
دستتان را زیر چانه بزنید و به فرض اینکه چیزی می جوید، دهانتان را مکرّر باز و بسته نمایید. این عمل را چند بار تکرار کنید. این تمرین و تمرین قبلی باعث قوی شدن عضلات چانه، شقیقه و گلو می شود.
کشیدن نفس عمیق برای تقویت صدا، به این صورت که هنگام بازدم هوا را آهسته و پی در پی بیرون می دهید و واژه هایی مانند «آه، هو، هی» را تکرار می کنید. عمل بازدم هرچه طولانی تر باشد بهتر است. این عمل را مرتب تکرار کنید تا صدایتان تقویت شود.
برای کشیدن و خوب شدن صدا روش نوک زبانی هم مفید است. به این صورت که قسمت عقب زبان بی حرکت باشد. این حالت را می توان با تلفظ حرفهایی مانند «ر، د، ن» و بقیه حرفهایی که از قسمت جلو زبان تلفظ می شوند، به صورت مسلسل وار(د، د، د) تکرار کنید.
اگر می خواهید به صورت تمرینی بخوانید، برای روز اول پانزده دقیقه در نظر بگیرید. پنج دقیقه ی اول را با صدای پائین، پنج دقیقه ی دوم را با صدای متوسط و پنج دقیقه سوم را با صدای بلند بخوانید. بعد از گذشت چند روز مدت تمرین را بیست دقیقه و سپس تا سی دقیقه افزایش دهید.

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
لوگو ما

لطفا بنر  ما را در سایت خود قرار دهید تااز ما حمایت کنید کد بنر ما هست <script src="http://h1.flashvortex.com/display.php?id=2_1375950899_30420_967_0_300_250_10_1_71" type="text/javascript"></script>

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
هیئت بیت النور از سال 1378 شروع به برگذاری مجالس مذهبی و اردو و جلسات قرانی و...کرد ادرس تهران خیابان هاشمی وکارون کوچه صفر پلاک 22ایمیل ماheyatbn@gmail.comلطفامارادرنظرات خودیاری کنید
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    نظرسنجی
    بیشتر از چه مداح استفاده کنیم ؟













    وبلاگ ما در چه سطحی است؟







    آمار سایت
  • کل مطالب : 129
  • کل نظرات : 44
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 8
  • آی پی امروز : 7
  • آی پی دیروز : 18
  • بازدید امروز : 26
  • باردید دیروز : 26
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 52
  • بازدید ماه : 535
  • بازدید سال : 3,865
  • بازدید کلی : 69,371